+ ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

درس اول : جایگاه امر به معروف در قرآن وروایات



سیمای امر به معروف

  • امر به معروف ، نشانه عشق انسان به مکتب است .
  • امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.
  • امر به معروف ، نشانه فطرت بیدار جامعه است.
  • امر به معروف ، مایه تشویق نیکوکاران جامعه است.
  • امر به معروف ، مایه تذکر و آگاه کردن افراد جاهل است.
  • امر به معروف ونهی از منکر ،گاز وترمزی است که ماشین جامعه را هدایت می کند .
  • امر به معروف ونهی از منکر والدین است که اساس تربیت کودک را تشکیل می دهد.
  • امر به معروف ، سبب دلگردمی وتقویت افراد کم اراده می شود.
  • امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .
  • نهی ازمنکر ، جبران کننده کمبود تقوی بعضی از افراد جامعه است.
  • امر به معروف ، جامعه را رشد می دهد ونهی ازمنکر ،جامعه را از سقوط نجات می دهد.
  • امر به معروف ونهی ازمنکر ، نشانه غیرت دینی و احساس مسئولیت است.
  • امر به معروف ونهی ازمنکر ، نوعی نظارت عمومی است.

ریشه های فطری و غریزی

پدران ومادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به کارهایی واداشته و ا زکارهایی نهی کرده اند . مساله امر ونهی وتشویق وهشدار ، ریشه در درون هر انسانی دارد ومربوط به زمان ومکان و یا نژاد ومنطقه خاصی نمی شود و هر مساله ای این گونه فراگیر باشد ،نشان از فطری بودن آن دارد.
هشدار واخطار و فریاد در برابر خطرها وانحراف ها ، مخصوص انسان نیست . درقرآن می خوانیم :
وقی مورچه ای دید حضرت سلیمان با لشگرش در حرکتند ، فریاد زد و به سایر مورچگان گفت: به لانه های خود بروید تا پایمال نشوید .
و هنگامی که هدد در پرواز خود از فضای کشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دریافت که مردم خورشید پرستند ، نزد حضرت سلیمان آمد و از انحراف شکایت کرد.
بنابراین فریاد در برابر انحراف و دلسوزی برای دیگران ، نه تنها مساله ای فطری برای انسان هاست ،بلکه ریشه ای غریزی در حیوانات نیز دارد.

جایگاه امر به معروف در قرآن

این موضوع از همان روزهای اول بعثت پیامبر اسلام (ص) مورد عنایت اسلام بوده است. سوره والعصر که اوائل بعثت در مکه نازل شده است ، در جمله (تواصو بالحق وتواصو بالصبر) ، اشاره به امر به معروف می کند و ازمومنان می خواهد تا یکدیگر را به کارهای حق وپایداری در راه خدا سفارش کنند.

اولین وظیفه انبیا

قرآن می فرماید : ما در میان هر امتی ، پیامبری را مبعوث کردیم که مهم ترین وظیفه او دو چیز بود: یکی امر به یکتا پرستی که بزرگ ترین معروف هاست ( ان اعبدوا الله ) ، ودوم نهی از اطاعت طاغوت ها که بزرگترین منکرهاست ( اجتبنو الطاغوت )

نشانه بهترین امت

قرآن خطاب به مسلمانان می فرماید : ( کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر تومنون بالله ) شما بهترین امتی هستید که برمردم ظاهرشده اید ؛ به شرط آنکه امر به معروف ونهی ازمنکر کنید .
امر به معروف کاری است که خداوند انجام میدهد:
( ان الله یامربالعدل والاحسان )
چنانکه امر به منکر کار شیطان است.
(الشیطان بعدکم الفقر ویامرکم بالفحشاء)
امر به معروف یک وظیفه عمومی است. قرآن می فرماید: تمام مردان و زنان با ایمان نسبت به یکدیگر حق ولایت دارند تا یکدیگر را به معرو ف سفارش کنند واز منکر باز دارند
البته همواره در قرآن ، امر به معروف ، مقدم بر نهی از منکر به کار رفته است تا بفهماند که کارها را از راه مثبت پیگیری کنید و در جامعه تنها انتقاد کننده نباشید.

گروه ویژه

قرآن می فرماید ( ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر ) از میان شما، گروهی باید دعوت به خیر وامر به معروف ونهی ازمنکر کنند.
حساب این گروه از حساب وظیفه عمومی جداست . این دسته باید با قدرت وامکانات وارد عمل شوند وجلوی منکرات را بگیرند . چنانکه اگر ماشینی در خیابان یک طرفه بر خلاف مسیر حرکت کند، دو وظیفه وجود دارد :یکی وظیفه عموم رانندگان که تخلف او را با بوق وچراغ به او بفهمانند؛ ویک وظیفه هم پلیس دارد که او راجریمه کند.

جایگاه امر به معروف در روایات

پیامبر اکرم (ص) فرمود: آمران به معروف ،جانشینان خدا در زمین هستند.
امیرالمومنین علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید : تمام کارهای خیر وحتی جهاد در راه خدا ، نسبت به امر به معروف مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دریا .
حضرت علی (ع) می فرماید : امر به معروف ونهی ازمنکر برای عموم مردم یک مصلحت است ( تا انگیزه آنان را نسبت به کار خیر زیاد کند) ، ونهی ازمنکر برای افراد نابخرد که گرایش به انحراف در آنان زیاد است ، وسیله کنترل قوی است.
امام باقر (ع) درمقام شکایت می فرماید : افرادی هستند که اگر نماز ضرری به مال یا جانشان بزند ، آن را ترک می کنند؛ همان گونه که امر به معروف ونهی ازمنکر را که بزرگترین و شریف ترین واجبات است ، به همین خاطر رها کردند.
در حدیث می خوانیم : بهترین دوست آن است که هنگام خلاف مانع تو شود و بدترین دوست آن است که به تو تذکر ندهد. امام صادق (ع) می فرماید : بهترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.
همچنین فرمود: کسی که بتواند جلوی مفاسد را بگیرد ،ولی نگیرد،گویا دوست دارد که خداوند متعال معصیت شود. چنین کسی اعلام دشمنی با خدا کرده است .
رسول خدا (ص) فرمود: گروهی هستند که نه پیامبرند ونه شهید ؛ ولی مردم به مقام آنان که به خاطر امر به معرو.ف به دست آورده اند غبطه می خورند .
در پایان این بحث به یک نمونه قرآنی ازنهی ازمنکر اشاره می کنم:

یک نمونه قرآنی از نهی از منکر

حضرت ابراهیم که عموی خود را بت پرست می دید ، برای بازداشتن او از این کار به او گفت : این مجسمه هایی که شما پایبند عبادت آنها شده اید ، چه معنا دارد ؟ ( اذ قال لابیه وقومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عاکفون ) از این بیان بسیار کوتاه ، به چند اصل مهم در امر به معروف ونهی ازمنکر پی می بریم:
1- کسی که امر به معروف می کند ، باید از رشد وکفایت خاصی برخوردار باشد. 2- درامر ونهی شرط سنی وجود ندارد ( قال لابیه ) 3- امر ونهی را از نزدیکان شروع کنیم ( قال لابیه ) 4- در نهی از منکر ، ابتدا از منکرات بزرگ شروع کنیم . ( ما هذه التماثیل ) 5- در امر ونهی ،مردم را به کرامت وشخصیت خودشان متوجه سازیم. ( انتم لها عاکفون ) 6- درنهی از منکر ،گاهی باید یک نفر در برابر گروهی قرار گیرد. 7- در امر ونهی با شیوه سوال ،وجدانها را بیدار کنیم ( ما هذه التماثیل ) 8- در امر ونهی ، قاطعیت وصراحت داشته باشیم ( انتم وآبائکم )

درس دوم : آثار وبرکات

الف : برکات معنوی

  1. اصلاح خود انسان
    حضرت علی (ع) به فرزندش فرمود : امر به معروف کن تا اهل معروف باشی .همان گونه که هر کس لباس می شوید ، دست خودش نیز پاک می شود.
  2. شرکت در پاداش نیکی ها
    در روایات متعدد می خوانیم : هر کس مردم را به کار خیر راهنمائی وسفارش کند، در پاداش آنان شریک است ، بدون آنکه از اجر عامل کاسته شود .چنانکه هر کس دیگری را به کار خلاف و انحراف دعوت کند ، در کیفر او شریک است.
  3. نجات از قهر خدا
    امیر المومنین (ع) فرمود : هر کس منکر وخلافی را دید وقلباً از آن ناراحت شد ، همانا از قهر خدا نجات پیدا کرده و تن به سلامت برده است وهر کس با زبان از کار خلاف نهی کند ، به پاداش رسیده است.


ب : برکات اقتصادی

قرآن می فرماید : اگر مردم ایمان آورند وتقوا پیشه کنند (که یکی از مصادیق تقوی امر به معروف و نهی از منکر است) به طور قطع ، برکاتی ازآسمان و زمین بر آنان خواهیم گشود.
امام باقر (ع) می فرماید : با امر به معروف و نهی ازمنکر ، کسب ها حلال و زمین ها آباد می شود.
اگر در برابر کم فروشی ها ، گرانفروشیها ، ربا خواری ها وحیله و تزویرها همه افراد حساس باشند ، بازار اصلاح می شود .
حضرت علی (ع) همواره با تاریانه وارد بازار می شد و به کسانی که جنس خود را در سایه می فروختند تا عیب آن مخفی بماند و یا جنس بهتر را روی دیگراجناس ونوع نامرغوب را در زیر می نهادند ، هشدار می داد .
رسول اکرم (ص) به ابن مسعود فرمود: با گناهکاران معامله نکنید‍ اگر مسلمانان به همین جمله عمل کنند ، یعنی تجار خلافکار را بایکوت وهمه بر ضد آنان اعتصاب کنند ، او مجبور است خود و تجارتش را اصلاح کند.


ج : برکات اجتماعی

قرآن ، جامعه ای را رستگار می داند که امر به معروف ونهی ازمنکر در آن زنده باشد.
صالحانی را که ما در هرنماز با جمله (السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین) بر آنان درود می فرستیم، کسانی هستند که امر به معروف ونهی ازمنکر می کنند.
اگر امر به معروف ونهی ازمنکر ترک شود، بتدریج اشرار حاکم خواند شد وکار به جایی خواهد رسید که خوبان هر چه فریاد زنند، پاسخی نشنوند.
امام صادق (ع) به یکی از یاران خود فرمود : اگر شما دور بنی عباس را نمی گرفتید ، آنها ما را خانه نشین نمی کردند ، سکوت شما ما را خانه نشین کرد.
اگر امروز همه کشورهای اسلامی بر سر اسرائیل غاصب فریاد زنند، او مناطق تحت اشغال خود را به اعراب پس می دهد.

درس سوم : مراحل امر به معروف ونهی از منکر

مرحله اول : انسان قلباً از اینکه معصیت خدا شود ناراحت باشد وکار خلاف را در روح خود منکر بداند و از آن متنفر باشد . در این مرحله ، احدی معاف نیست .
مرحله دوم : با زبان به خلافکار هشدار دهد و به خوبی ها سفارش کند. قرآن می فرماید : کیست بهتر از آن که به سوی خدا دعوت کند و کردار خودش نیکو باشد.
مرحله سوم : اگر بیان اثر نکند ، با قدرت جلو خلاف گرفته شود.

اصل تاثیر

امر به معروف ونهی از منکر ، برای تاثیر است؛ یعنی ببینیم که خلافکار از چه طریقی از کردار خود دست بر می دارد ، از همان راه وارد شویم. آنچه اسلام از ما خواسته ، منع ازمنکرات وسفارش به معرف ها ست ؛ ولی شیوه انجام آن تعبدی نیست ؛ یعنی اینکه به چه نحو باشد ؟ د رچه زمان باشد ؟ با چه وسیله باشد ؟ از طرف چه کس باشد ؟ به چه شکلی باشد ؟ تعبدی نیست.
اسلام ، اینها را به عقل واگذار کرده تا بهترین وسریعترین راه را برای تاثیر پیدا کند.
بزرگان ، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تاثیر دانسته اند . یعنی اگر بدانید که اثر نمی کند ، بر شما واجب نیست. ما ضمن پذیرش این اصل کلی ، به چند نکته اشاره می کنیم :

  1. ممکن است سخن ما فعلاً اثر نکند ؛ ولی بعداً اثر کند و به مرود زمان موجب بیداری وهوشیاری شود. امام حسین (ع) فرمود : من برای احیای امر به معروف ونهی از منکر به کربلا می روم. گرچه آن زمان ، امام شهید شد ویزید ولشکرش تحت تاثیر قرار نگرفتند ؛ ولی به مرور ، ناحق بودن بنی امیه ومظلومیت اهل بیت پیامبر اکرم (ص) برای مردم روشن شد.
  2. فضا سازی یک ارزش است ؛ برا ی مثال ، هر کسی که به تنهایی مشغول نماز می شود ، مستحب است اذان بگوید و در اذان (حی علی الصلوه) سر دهد .گفتن این جمله یک ارزش است ؛ هرچند شنونده ای وجود نداشته باشد تا برای بر پایی نماز بشتابد.
  3. با نهی از منکر لذت گناه را از کام گناهکار می گیریم و نمی گذاریم که او با خیال راحت گناه کند.
  4. عذر برای ما و اتمام حجت بر گناهکار ؛
    قرآن می فرماید : گفتن حق ، مایه اتمام حجت بر گنهکار است تا نگوید : کسی به من تذکر نداد و عذری است برای مومن تا به او گفته نشود : چرا فریادی نزدی. ( عذرا و نذرا)
    آری ، احتمال اثر شرط وجوب است ؛ یعنی اگر احتمال اثر نمی دهی واجب نیست ؛ نه انکه ممنوع باشد.

احیای سرمایه های درونی برای پذیرش

1- ایمان به خدا
یهترین وسیله برای پذیرش امر به معروف ونهی ازمنکر ، تحکیم عقیده به مبدا ومعاداست.
برا ی مثال ، به کسی که وارد منزلی می شود ، زمانی می توان گفت: این کار را بکن واین کار را نکن ‍ که عقیده داشته باشد: منزل صاحبی دارد ، حسابی در کار است وکارهای او در منزل زیر نظر است.
البته بعضی افراد ایمان دارند ، ولی فراموشکارند ؛ لذا هم ایمان لازم است وهم توجه.
قرآن درباره بعضی می فرماید : خدا را فراموش می کنند ویا قیامت را به فراموشی می سپارند .
کسی که خدا را ناظر وفرشتگان او را مامور ثبت وضبط کار خود بداند وتوجه داشته باشد که در روز قیامت خداوند پرونده اعمال انسان را جلو روی او خواهد گذاشت و او باید پاسخگوی همه کار ها ، بلکه افکار ونیات خود باشد، چنین فردی دست به گناه نمی زند.
2- تشکر از خداوند
حضرت علی (ع) می فرماید : حتی اگر خداوند برای گناه ، کیفر دوزخ قرار نمی داد ، لازم بود که انسان به خاطر تشکر از آن همه الطاف او ، ازگناه و مخالفتش دور کند.
3- توجه به نظارت اولیای خدا
در اصول کافی ، روایات متعددی نقل شده است مبنی بر اینکه : در هر هفته ، اعمال انسان به امام زمان (ع) و پیامبر اکرم (ص) عرضه می شود وآن بزرگواران را خشنود یا نارحت می کند.
4- توجه به آثار شوم گناه
قرآن می فرماید ( ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم) هر مصیبت که به شما می رسد ، بخاطر عملکرد خودتان است.
آشنایی با تاریخ زندگی اقوام گذشته که اهل منکر بودند ، انسان را به دوری از منکرات می کشاند.
در قرآن کریم دهها آیه در این زمینه آمده است:
( فاهلکنا بذنوبهم ) ما فلان قوم را به خاطر گناهانشان هلاک کردیم .
( فاهلکوا بالطاغیه ) طغیان مردم سبب نابودی آنان است.
( ومنهم من اغرقنا ) قومی را در آب غرق کردیم.
( فاخذ تهم صاعقه العذاب ) گروهی را با صاعقه نابود کردیم.
(بریح صرصرعاتیه ) جمعی را به باد سرد کننده هلاک کردیم .
( جعلنا عالیها سافلها) شهر قومی را زیر و رو کردیم .
آشنایی با این هشدارها ، یکی از عوامل دست برداشتن از منکرات وکفر وطغیان است . تمام آیاتی که سفارش به سیر در زمین و نگاه همراه عبرت کرده وتمام آیاتی که ما را به مطالعه عاقبت کار نیکوکاران یا فاسدان دعوت کرده ، به همین منظور است.
5- توجه به برکات معروف
آشنایی با منافع و آثار خوبی ها ، انسان را برای انجام معروف آماده می سازد . امام رضا (ع) می فرماید : اگر مردم زیبایی های سخنان ما را بدانند ، حتماً پیرو ما می شوند.
امام صادق ( ع) می فرماید : خداوند متعال به موسی وحی کرد : من به خاطر تلاش پدران به فرزندان لطف می کنم . اگر پدران نیکوکار باشند ، به فرزندانشان خیر وبرکت می رسد ؛ اما اگر شرور باشند ، به فرزندانشان شر می رسد.
آری ، کار خیرو شر در همین دنیا نیز بی پاسخ نمی ماند.
این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما آید صداها را ندا ازمکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو

نمونه برکات

  • احسان به مردم ، سبب احسان خداوند ومردم به ما می شود.
  • صدقه دفع بلا می کند.
  • حج ، انسان را از فقیر شدن بیمه می کند.
  • زکات ،مال را بیمه می کند.
  • عفو مردم ، کلید عفو الهی است.
  • صله رحم ، عمر را طولانی می کند.
  • نماز ، انسان را از فحشا ومنکر باز می دارد .
  • کارهای نیکو ، گناهان را از بین می برد .
  • عقیقه ، وسیله بیمه کردن نوزاد از خطرات است.
  • استعاذه ودعا ، ما را از خطرات نجات می دهد.
  • روزه ، وسیله سلامتی است.
  • قناعت ، کلید عزت است.
  • زهد رمز رحمت است.
  • یاد خدا ، تنها وسیله آرامش است .


آری ، برای گسترش واحیای امربه معروف ها باید مردم را با آثار و برکات دنیوی واجر اخروی آنها آشنا کنیم .

درس چهارم : آثار ترک امر به معروف ونهی ازمنکر

 

جامعهء ساکت مرده است

قرآن می فرماید ( ولکم فی القصاص حیاه ) اگر قاتل را به قصاص رساندید، زنده اید .
در حدیث می خوانیم : کسی که در برابر خوبی ها و بدهی بی تفاوت است ، مرده ای است که در میان زنده ها نفس می کشد.
سکوت در برابر گناه نتیجه ای جز خسارت ندارد . بر اساس سوره عصر ، حتی کسانی که اهل ایمان وعمل صالح اند ولی ساکت باشند دیگران را به حق وصبر سفارش نکنند ،درخسارت اند.
در حدیث آمده است : اگر گناه مخفیانه انجام شود ، خطری برای همه مردم ندارد ؛ ولی اگر گناه آشکارا انجام شود ومردم قدرت برخورد داشته باشند ، ولی ساکت بمانند ، خداوند همه را مورد قهر وعذاب خود قرار می دهد . چنانکه در قرآن می فرماید : از فتنه هایی که آتش آن همه را می سوزاند ، بترسید‍.
براساس روایات : اگر مردم امر به معروف ونهی از منکر را ترک کنند ،اشرار بر آنان مسلط خواهند شد ودعاها وناله ها دیگر اثر نخواهد داشت.
گاهی سکوت در برابر گناه ، نشانه رضایت است که در این صورت بر اساس آیات و روایات ، این گونه افراد شریک گناهکار حساب می شوند .
خداوند به یهودیان زمان پیامبر خطاب می کند که : ( چرا شما انبیای پیشین را کشتید ؟ ) در حالی که نیاکان آنان پیامبران را کشته بودند ، ولی چون نسل آنها به کار پدران خود راضی بودند ، خداوند ، فرزندان را به کردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار می دهد .
با اینکه قاتل حضرت علی(ع) یکنفر به نام ابن ملجم بود ، ولی در شب نوزدهم ما رمضان سفارش کرده اند که صد مرتبه بگویید: ( الهم العن قتله امیر المومنین) خدایا ، قاتلان علی را لعنت کن . زیرا بسیاری دیگر نیز به این کار راضی بوند.
سیمای افراد ساکت در قیامت
در حدیث می خوانیم : پیامبر اکرم (ص) فرمود : ( به خدایی که جانم در دست اوست ، ازامت من گروهی از قبر بر می خیزند ؛ در حالی که در قیافه بوزینه وخوک هستند . این قیافه ها به خاطر آن است که آنان قدرت بر نهی از منکر داشته ، ولی با گناهکاران سازش کردند).

کسانی که سکوت را شکستند.
ابن سکیت از یاران امام رضا ، امام جواد وامام هادی (ع) ودر عین حال معلم فرزندان متوکل ، خلیفه عباسی بود.
روزی متوکل از اوپرسید : ( فرزندان من بهترند یا حسن وحسین دو فرزند علی بن ابیطالب )
او سکوت چندین ساله را شکست وگفت: (قنبر غلام علی از تو و فرزندانت بهتر است ، تا چه رسد به حسن وحسین).
متوکل که هرگز توقع شنیدن چنین سخنی را نداشت ، به شدت عصبانی شد ودستور قتل او را صادر کرد.

توجیهات بهانه جویان

  1. گناه دیگران ، به ما کاری ندارد بعضی می گویند : (عیسی به دین خود موسی به دین خود) ، ( من وگناهکار را که در یک قبر نمی گذارند ) ، لذا در برابر باطل ساکت می مانند ، در حالی که جرم درجامعه قابل سرایت است . یک نفر سیگاری هوای محیط را آلوده می کند . دروغ نیز جو بی اعتمادی را بر جامعه حاکم می کند .
    گناه درجامعه مثل سوراخ کرد کشتی است ، همین که آب وارد شد ، همه را غرق خواهد کرد.
  2. مانع آزادی مردم است.
    بعضی می گویند : امر به معروف ونهی ازمنکر ، نوعی دخالت در امورشخصی مردم وسلب آزادی از آنان است ،در حالی که معنای آزادی آن نیست که هر کس هر کاری انجام دهد ؛ زیرا این نه با عقل سازگار است ونه هیچ فرد وجامعه و رژیمی به آن تن می دهد.
    آزادی درچهارچوب قانون وعقل وفطرت معنا دارد ؛ وگرنه می شود هرج ومرج و بی بندوباری .
    در زندگی اجتماعی ، آزادی باید بر اساس سلامت جامعه ومقرارت فراگیر معنا شود. فرمان پلیس در مورد حرکت یا توقف اتومبیل ها برای اصلاح امر ترافیک ، در همه جای دنیا پذیرفته شده است وکسی آن را مخالف آزادی نمی داند ، در حالی که کار پلیس نوعی امربه معروف ویا نهی ازمنکر عملی است.
  3. حیا وخجالت
    گاه فرد خجالت می کشد و حیا می کند از اینکه تذکر دهد و جلوی منکری را بگیرد . این نوع حیا در روایات اسلامی مورد انتقاد است وبایداین صفت را از خود دور کرد.
  4. ترس
    برخی افراد می ترسند که مشتری وخریدار آنان کم شود ؛ یا دوستانشان را از دست بدهند ؛ یا به حرفشان اعتنایی نشود؛ یا مورد تهدید قرار گیرند و یا مردم از کار آنان انتقاد کنند. در حالی که در روایات متعدد آمده است ( امر به معروف ونهی ازمنکر کنید و نترسید ؛ زیرا نه رزق شما قطع ، و نه مرگ شما نزدیک می شود)
  5. با یک گل بهار نمی شود
    گاهی سکوت دیگران ، انسان را به سکوت وا می دارد و می گوید : من که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم ، اگر همه بگویند ،من هم می گویم . درحالی که امر به معروف در آن فضای مرگبار وساکت ، پاداش بیشتری دارد . در حدیث می خوانیم : ( بهترین جهاد ،کلمه حقی است که انسان در برابر فرد ستمگر بگوید)
  6. انحراف فکری
    بعضی افراد می گویند : اگر خدا می خواست ، خودش جلوی این افراد را میگرفت وتوبیخشان می کرد ، لابد خدا خواسته است که این کار ها باشد . به ما چه ربطی دارد که مانع شویم؟ این منطق نظیر آناست که بگوییم : اگر فلان کار خوب است ، چرا خدا خودش انجام نمیدهد ؛ اگر سیر کردن گرسنگان خوب است ، خدا خودش به آنان روزی دهد ؛ چرا ما خرج آنان را بپردازیم ؟
    گویا این افراد ازاینکه خداوند مردم را مختار آفریده تا هرکس به انتخاب خودش عمل کند و آزمایش خودش را پس بدهد ،غافلند .
  7. توقع نابجا
    بعضی می گویند: نگرانیم که به گفته ما عمل نشود. این توقع نابجا است ؛ مگر مردم همه سخنان انبیا وامامان معصوم را گوش دادند؟ رسول اکرم (ص) به حضرت علی (ع) فرمود : (به خدا سوگند که اگرحتی یک نفر توسط تو هدایت شود ، برای تو از آنچه خورشید بر آن می تابد ، بهتر است ).
  8. - دیگران هستند
    گروهی می گویند : اگر لازم باشد ،فلان شخصیت ، یا مقام ویا فلان انجمن اسلامی ودیگران هستند . غافل از آنکه امر به معروف همچون نماز ، وظیفه همه است وغفلت دیگران دلیلی برتوجیه غفلت ما نیست .
  9. امروز بگوییم ، فردا چه می شود؟
    بعضی امر وبه معروف ونهی از منکر نمی کنند و می گویند : ( بر فرض ما امروز جلوفساد را گرفتیم . باز فردا فساد خواهد کرد ) مثل آنکه بگوییم: ( اگر امروز منزل وحیاط را تمیز کنیم ، باز هفته دیگر کثیف خواهد شد.) تکرار گناه فردا ، دلیل برسکوت امروز ما نیست.
  10. ترک وظیفه به گمان خودسازی
    فراریان جنگ تبوک به پیامبر اکرم (ص) می گفتند: در سفر به تبوک و جنگ با سپاه روم ، نگرانیم که چشممان به دختران آنان بیفتد وگناه کنیم ، لذا به این سفر نمی آییم.
  11. کار از کار گذشته
    بعضی می گویند : باید فکر اساسی کرد وکار از تذکر وموعظه گذشته است. مانند آن که تشنه ای را می بیند و می تواند با کمی آب او را از مرگ نجات دهد ، ولی می گوید : باید فکر آبرسانی سراسری باشیم . البته فکر اساسی وتصمیم کلی حرف منطقی است ، ولی این تفکرنباید بهانه ترک امر به معروف ونهی از منکر موردی شود.

بیان آثار شوم منکر

اگر از اول جلو منکر گرفته نشود ، پی در پی خطراتی را به دنبال خواهد داشت . حضرت علی (ع) ، نفوذ تدریجی وگام به گام شیطان را اینگونه توصیف می کند:
(فباض)؛ اول شیطان در روح انسان تخمگذاری می کند .
(وفرخ فی صدورهم ) ؛ بعد جوجه ها از تخم بیرون می آیند.
(ودبّ) ؛ سپس در روح انسان به حرکت در می آیند.
(ودرج فی حجورهم )؛ پس در دامن انسان به راه می افتند.
(فنظر باعینهم )؛ پس شیطان به واسطه چشم آنان را می نگرد و به جای عین الله ، عین الشیطان می شوند.
(ونطق بالسنتهم )؛ وحرف خود را با زبان آنان می زند .
(فرکب بهم الزلل )؛ وبه واسطه این افراد ، سبب لغزش دیگران را فراهم می کند.

احتمال ضرور خطر

گرچه طبق قانون (اهم ومهم ) باید در هر اقدامی محاسبه کرد و هر حرکتی را سنجیده انجام داد ولی باید درانجام این دو وظیفه بزرگ گاهی به استقبال خطر رفت.
اگر قرآن در ستایش از افرادی می فرماید ( آنان از هیچ سرزنشی نمی هراسند ) به خاطر آن است که عمل به وظیفه ، سرزنش دارد و باید آماده آن بود.
آیاتی که در انتقاد از گروهی می فرماید : (خداوند سزاوار تر به ترسیدن است تامردم ) به ما می گوید : از مردم نترسید !
و روایاتی که می فرماید ( بزرگترین جهاد ، کلام حقی است که نزد حاکم ستمگری زده شود) و (حق را بگوید گرچه بر علیه شما باشد )؛ الهام بخش جرات وجسارت در انجام تکلیف الهی است.
بنابراین ، روایاتی که می گویند : ( امر به معروف زمانی است که انسان برجان خود و دوستانش نترسد.) مخصوص مواردی باشد که قانون اهم ومهم مطرح است ؛ یعنی منکردر حدی نیست که ارزش فدا کردن جان را داشته باشد .
اصلاً امر به معروف دردسر دارد و لذا لقمان به پسرش می گوید : فزرندم ! نماز به پا دار وامر به معروف ونهی ازمنکر نما در انجام این وظیفه بر آنچه به تو رسد ، صبر وتحمل کن که این پشتکاری نیاز به صلابت وعزم و اراده ای قوی دارد .

حمایت از آمرین به معروف

خلیفه سوم، عثمان ، دستور تبعید ابوذر ، یار وفادار رسول خدا را به ربذه صادر کرد وگفت : هیچ کس نباید ابوذر را بدرقه کند! اما امیرالمومنین ، امام حسن و امام حسین (ع) سکوت را شکسته و حمایت از این آمر به معروف به پا خاستند و او را بدرقه کردند. به هنگام بدرقه ، هر سه بزرگوار به ابوذر دلدار دادند وسخنانی فرمودند . حضرت علی ( ع) فرمود : (ای اباذر! تو برای خدا غضب کردی و فریاد زدی . اینها از افشاگری تو و از دست دادن حکومت ترسیدند ؛ ولی تو هم از گناه سکوت ترسیدی وفریاد زدی . فردای قیامت معلوم خواهد شد که برنده کیست .) ابوذر در ربذه غریبانه و در حالی که سرش در دامن دخترش بود ، جان سپرد.
اگر مشکلات پیش آمد ، چه کنیم ؟
از یک سو قرآن می فرماید ( خداوند برای شما آسانی خواسته است ونه سختی ) واز سوی دیگر ، امر ونهی در برخی موارد موجب درگیری وضرر می شود ، پس چه باید کرد؟
پاسخ : اولاً خود قرآن فرموده است : (در این راه ، هر مشکلی به تو رسید ، تحمل کن!).
ثانیاً : انبیا و اولیا در راه زنده کردن حق ومحو باطل ، آن همه سختی کشیدند. قرآن میفرماید ( حوادث تلخی که برای شما پیش می آید ، با وجود تلخی و نگرانی برای شما ، برکاتی نیز دارد زیرا وسیله ای برای توبه واستغفار شماست.)
بنابراین ، باید بنگریم که هر کجا مساله ای اهم بود ،هر چیزی هرچه هم مهم باشد ، فدای آن شود . برای مثال ، حفظ اسلام مهم تر از جان امام حسین (ع) است ، لذا آن حضرت شهید می شود تا اسلام رنده بماند.

آمران به معروف را دوست بداریم

‍ یکی از انتقاداتی که انبیا به بعضی از مردم داشتند ، این بود که : ( شما ناصحین را دوست ندارید ؟).
امام صادق (ع) می فرماید : (بهترین دوستان من کسی است که عیوب مرا به عنوان هدیه به من تذکر دهد.)
امام سجاد (ع) در دعای مکارم الاخلاق چنین می فرماید : (پروردگارا به من روحیه انتقاد پذیری مرحمت فرما تا از کسانی که مرا ارشاد می کنند ، پیروی کنم ).
حضرت علی (ع) می فرماید : ( ازعلامات سقوط وعقب گرد ، مظنون شدن به کسانی است که برای ما دلسوزی می کنند).
و فرمود : ( هر کس تو را موعظه کرد ، او را به وحشت نینداز ).
این منافقان بودند که هرگاه مورد نهی از منکر قرار می گرفتند ،با غرور می گفتند : در جامعه تنها ما مصلح هستیم.
واین کفار بودند که هر گاه انبیا آنان را ارشاد می فرمودند ، به جای پذیرش می گفتند : هدف انبیا فخر فروشی بر ماست..
برادر وخواهر ،اگر تذکری به شما میدهند ، سرسختی نکن . تکبر بود که شیطان را از درگاه خدا دور کرد.

درس پنجم : عوامل نپذیرفتن امر و نهی

الف : عوامل درونی

  1. جهل کودکانی که از والدین خود اطاعت نمی کنند ، به خاطر آن است که اسرار کلام والدین را نمی فهمند. انبیا به مردم منحرف می گفتند : ( شما جاهلید وگرنه در برابر ما این همه سرسختی نشان نمی دادید ).
  2. تعصب تعصب ، زمانی مفید ومثبت است که پافشاری بر اهداف و آرمانهای مقدس و مستدل باشد ، ولی اکثر تعصبات ، ریشه ملی وقومی وحزبی ونژادی وشغلی و... دارد وبر پایه موهبات و رسومات وپندارهای فردی واجتماعی است. تعصب ، دودی است که جلو دید چشم رامی گیرد وفرد هیچ حقیقتی جز راه و رسم خود نمی پذیرد. خداوند می فرماید : اگر ما این کتاب را بر غیر عرب نازل می کردیم ، عرب ها به خاطر تعصب نابجا تسلیم نمی شدند.
  3. تکبر سرچشمه تکبر ، سن وعلم وشکل و قبیله و مقام وحزب و فرزند وامثال آنهاست . شخصی به محضر امام آمد وگفت ( من از لباس فاخر ومنزل و مرکب خوب استفاده می کنیم ، آیا این نشانه تکبر است )؟ حضرت فرمود : (نشانه تکبر آن است که حرف حق را نپذیری ). آری چه بسیارند فقرای متکبر واغنیای پذیرنده .
  4. لقمه حرام امام حسین (ع) روز عاشورا به لشگریان یزید فرمود : (دلیل انکه امر به معروف ونهی ازمنکر در شما اثر نمی کند آن است که شکم های شما از حرام پر شده است).


ب - عوامل بیرونی

  1. تبلیغات سوء یکی از شیو های مخالفان آن است که شخصیت پاکان وصالحان را در جامعه مخدوش کنند تا امر ونهی آنها بی اثر شود. تبلیغات سوء کار را به جایی می رساند که مردم ، انبیاء را مجنون و ساحر ؛ یوسف (ع) را متهم ؛ حضرت علی (ع) را واجب القتل ؛ امام حسین را شورشی ؛ وخدمت به یزید را عبادت دانستند.
  2. تعارضات تربیتی تعارض میان مدرسه ومنزل در مسائل دینی وتربیتی باعث می شود تا فرزند دچار سردرگمی شود. در مدرسه با نماز آشنا می شود اما در خانه والدینش نماز نمی خوانند . تعارض میان سفارش به صرفه جویی در سخن واسراف در عمل اعتقاد شنونده را نسبت به گوینده کم می کند.
  3. طاغوت ها در قرآن ، بارها جمله (یصدون عن سبیل الله ) به کار رفته است. افرادی که مانع راه خدا می شوند معمولاً طاغوتها هستند ، البته سرمایه داران دنیا طلب ویا دوستان فاسد یا والدین وهمسر واستاد ومشاوران ناباب نیز مصداق این آیه می باشند .
  4. - مشکلات اقتصادی قرآن در دعوت مردم به عبادت ، می فرماید : ( فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع وامنهم من خوف ) (مردم باید بنده خدا باشند؛ او آنان را از گرسنگی وناامنی نجات داد .) در اینجا ، خداوند تامین نیازهای اولیه مردم را زمینه دعوت آنان به عبادت قرار داده است.
درس ششم : وظایف آمران به معروف وناهیان از منکر

از آیات قرآن استفاده می شود که کسانی در امر به معروف موفق ترند که :

  1. اهل توبه وسجده و رکوع وقیام باشند .
  2. هر گز توقع مادی نداشته باشند.
  3. گفتار وبیانشان؛
    الف : حق ودلپسند باشد ( الیه یصعد الکلم الطیب)
    ب: به بهترین بیان باشد ؛ مخاطب مسلمان باشد یا غیر مسلمان ؛ ( قولوا لناس حسنا)
    درقرآن ، از ناسزا گفتن به مشرکین نهی شده است ؛ زیرا آنان نیز ممکن است به مقدسات ما ناسزا بگویند ؛ ( لاتسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا)
  4. سخنشان منطقی باشد ؛ در سراسر قرآن ، کلمات برهان وبینه بارها به چشم می خورد ؛ حتی از کفار می خواهد تا اگر منطقی دارند، عرضه کنند.
  5. از تحقیر دیگران بپرهیزند وبه خاطر انجام منکر توهینی نکنند.
  6. از کلمات عاطفی ، نرم ومحبت آور استفاده کنند. قرآن ،انبیا را برادر مردم معرفی می کند واین تعبیر ،بهترین اهرم برای جذب مردم است. خداوند به موسی وهارون (ع) می فرماید ، هنگامی که نزد فرعون رفتید ، با او به نرمی سخن بگوئید.

دوری از قضاوت عجولانه

امام صادق (ع) برای مهمان خود خرمای مرغوبی آورد. مهمان این آیه از قرآن راخواند: ( ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم ) از این نعمت ها در قیامت ، مورد بازخواست قرارخواهید گرفت.
گویا به نظرش آمد که خرمای به این خوبی،چرا در منزل امام است . امام فرمود : مراد از نعمتی که در قیامت موردبازخواست واقع می شوند ،نعمت رهبری و ولایت است نه خرما.

میانه روی

بر اساس روایات ، باید در امر ونهی میانه رو بود واز هرگونه خود کم بینی وضعف یا خشونت و تندری پرهیز نمود.

محبوبیت ونفوذ کلام

از امام صادق (ع) سوال شدکه آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است؟ امام فرمود: این کار بر شخصی واجب است که مورد احترام واطاعت دیگران باشد ونسبت به معروف علم وبصیرت داشته باشد ،نه بر کسانی که خود درانتخاب راه متحیرند.

کسب آگاهی

حضرت علی (ع) می فرماید : هیچ تلاش وحرکتی نیست ، مگر اینکه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.
ابوحنیفه با امام صادق (ع) هم غذا شد .امام فرمود : خداوندا !این نعمت ها از تو و پیامبرت می باشد .
ابو حنیفه گفت: نعمت ها از خداست . چرا رسول را اضافه می کنید؟ آیا این نوعی شرک نیست؟
امام فرمود : خداوند درقرآن می فرماید: ( اغناهم الله ورسوله من فضله ) خداوند وپیامبرش مردم را بی نیاز کردند.
روزی یک صوفی زاهدنما به امام صادق (ع) گفت: چرا شما لباسهای نرم ولطیف پوشیده اید ؟ به خدا سوگند که پیامبر این گونه لباسها را نمی پوشید.
امام لباس خود را کنار زد وفرمود : من زیر این لباس ، لباس خشن پوشیده ام .لباس خشن زیر را برای خدا و اینکه نفس من رفاه طلب نباشد ،
ولباس رو را برای آراستگی میان مردم پوشیده ام .
در اینجا حدیث جالبی را نقل می کنیم تا بدانیم که امر به معروف ونهی از منکر کار ساده ای نیست و هر کسی نمی تواند با هر شناختی که دارد و با هر شیو های که می پسندد ، این کار را انجام دهد.
در حدیث حسینی می خوانیم :
(صاحب الامر بالمعروف یحتاج الی ان یکون عالما بالحلال والحرام)
( کسی که ا مر به معروف می کند ، باید دین شناس باشد وحلال و حرام را بداند ).
(فارغاً من خاصه نفسه ) ( گرفتار نفس خودنباشد) .اگر حرفی می زند ویا گامی برمی دارد ، برای اصلاح جامعه و رضای خداباشد ونه مطرح کردن خود.
(ناصحاً للحق) ( خیر خواه مردم باشد وانگیزه او ، سوز درونی وغیرت دینی باشد) .
( رحیماً رفیقاً بهم ) ( با مردم مهربان و رفیق باشد وتا ضرورت پیش نیاید ، خشونت نکند).
( داعیاً لهم باللطف) ( با لطافت ومحبت ، مردم را به کار خیر وخوبی دعوت کند).
( حسن البیان ) (گفتارش نیکو باشد).
(عارفاً بتفاوت اخلاقهم ) ( بداند که هر کس خلق وخوبی دارد وبا هر کس باید طور خاصی سخن گفت).
(بصیراً بمکر النفس) ( از حیله های نفسانی آگاه باشد) تا مبادا در قالب امر به معروف ونهی از منکر به اهداف شومی کشیده شود.
( صابراً ) ( اگر در راه امر به معروف ونهی از منکر ضربهای دید مایوس نشود وپشتکار داشته باشد.)
( لایکا فیهم ولایشکو منهم ) ( اگر ازمردم آزاری دید انتقام نگیرد و شکایتی نکند).
(لایستعمل الحمیه) ( در کار تعصب قومی وقبیله ای نداشته باشد).
( لایغتاظ لنفسه ) ( غیظ او برای نفس نباشد )، بلکه برای خدا و ارتکاب کار زشت توسط دیگران باشد. نه اینکه چرا شان ومقام مرا مراعات نکرد.

باعمل خود ، مردم را دعوت کنیم

درقرآن ، بارها از کسانی که مردم را به حق دعوت می کنند ولی خود را فراموش کرده اند ، انتقاد شدید شده است . (لم تقولون ما لاتفعلون) در روایات می خوانیم : با عمل خود مردم را به راه حق دعوت کنید. ( کونو دعاه الناس باعمالکم)
برای مثال مسئولان مملکتی باید در صف اول نماز جمعه وجماعات حاضر باشند ،تا نماز خانه ها و مساجد پر شود
سوال : فقها می گویند: امربه معروف ونهی از منکر واجب است گرچه انسان به آنچه می گوید ، عمل نمی کند . ولی در آیات و روایات از کسانی که به گفتار خود عمل نکنند ،انتقاد شدید شده است؟
پاسخ : انتقاد قرآن و روایات ازکسانی است که به طور کلی میان گفتار وکردارشان تفاوت است ؛ یعنی برنامه زندگی و رفتار آنان خلاف است، ولی درجامعه قیافه مصلح و آمر به معروف دارند.
فتوای فقها این است که لازم نیست به تمام فرامین خدا عمل کنید تا واجدشرایط امر به معروف باشید.
گروهی نزد پیامبر (ص) آمدند وگفتند: تا ما به همه احکام عمل نکنیم امر به معروف نمی کنیم.
حضرت فرمود: امر به معروف کنید ؛ گرچه به همه آنچه می گویید عمل نمی کنید و نهی ازمنکر کنید گرچه از همه منکرات دوری نمی کنید .
سوال : اگر مردم مخالفت کردند ،چه کنیم؟
پاسخ : اولاً : سنت وبرنامه خداوند بر آزاد گذاشتن مردم است لذا پیامبر می فرماید : من وکیل شما نیستم. بنابر این ، معنای تذکر شما ، قبول حتمی مردم نیست.
ثانیا : باید به مردم فرصت داد . زیر کسانی که مدت ها در راهی رفته اند ، یک دفعه نمی توانند از راه خود دست بردارند.
ثانیاً : گاهی بایدصبر کنیم تا حساسیت طرف از بین برود ، درست مثل دندانپزشکی که اگر دندان درد کند، آن را نمی کشد.
رابعاً : ممکن است اگر شیوه را عوض کنیم ، او بپذیرد.
وفراموش نکنیم که اگر مردم اعتنایی نکنند ، پاداش ما در نزد خداوند محفوظ است.

از کار خلاف انتقاد کنیم ، نه از شخص

در قرآن می خوانیم که پیامبران به مردم می گفتند ( انی لعملکم من القالین ) ( من با عمل شما مخالف هستم ) ، نه با خود شما. اگر خلاف کار احساس کند که انسانی منفور ، مردود ومطرود است ، هر روز یاران شما شراب خورده است . آیا از او تبرّی جوییم؟ امام فرمود :از کارش تبرّی جوئید (نه از خودش).

به حداقل اکتفا کنیم

رسول خدا (ص) در روزهای اول دعوت خود ، مردم را تنها به یک جمله سفارش می فرمود: (قولو لا اله الاالله تفلحوا) بگویید جز خدای یکتا معبودی نیست ، تا رستگار شوید.
حکم روزه ،زکات وجهاد دراسلام ،بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.
در قرآن می خوانیم : چون خداوند مردم را ضعیف دید ،قانون خود را تخفیف داد.
در روایات آمده است که یک نفر مسیحی ،مسلمان شد . رفیق مسلمانش سحرگاه به منزل او رفت وگفت: الان وقت نماز شب است. او را از خواب بیدار کرد وبه مسجد برد ونماز شب واداشت . همین که اذان صبح شد گفت: اکنون وقت نماز صبح است. وبعد ،نماز ظهر وعصر را خواندند؛ در حالی که می گفت،
نباید از نمازها ودعای نافله ومستحبات غافل شد این مسلمان چنان با نماز ودعا ، وقت مسیحی تازه مسلمان را پر کرد که روز بعد گفت : اگر اسلام این است همان بهتر که مسیحی باشم.

به سراغ کشف منکرنرویم

بعضی به سراغ کشف عیوب وگناهان دیگران می روند تا او را نهی ازمنکر کنند ، در حالی که قرآن با کمال صراحت ، تجسس را تحریم کرده است . امام صادق (ع) می فرماید : لغزشهای مومنان را پیگیری نکنید که هر کس این گونه باشد خداوند علاوه بر آخرت ، در همین دنیا او را افتضاح خواهد کرد.

نهی از منکر نه حسادت

ریشه برخی انتقادها ، عقده ها وحسادت ها ست. قرآن خطاب به پیامبر می فرماید : بعضی ازمردم درباره تقسم زکات به تو انتقاد می کنند ؛ ولی اگر مقداری از زکات به خود آنان بدهی ، راضی می شوند وانتقادی نمی کنند ؛ اما در صورتی که ندهی عصبانی می شوند.

درس هفتم : صفات وشرایط آمران وناهیان

1- با اراده باشد
قرآن می فرماید : امر به معروف ونهی از منکر نیاز به عزم و اراده قوی دارد . لذا نباید این کار را بر اساس قهر وصلح مردم تنظیم کرد.
2- برای خدا باشد
قرآن می فرماید : ریشه بعضی از انتقادها ، مسائل شخصی است .
اگر امر ونهی برا ی خدا باشد موثرتر است ؛ زیرا حرف صاف بر دل صاف می نشیند.
3- سعه صدر
دعوت به حق وامر وبه معروف ونهی از منکر ، کار انبیاست و مشکلات انبیا را نیز خواهد داشت. انبیا تهمت ها را با صبر وسعه صدر پشت سر می گذاشتند . آنان به کسانی که می گفتند : ما تورا سفیه می بینیم ، می فرمودند : در من سفاهتی نیست . یا در برابر نسبت گمراهی می فرمودند : در من گمراهی نیست.
گذشت از لغو ، از صفات برجسته مومنان است.
4- حسن خلق و نرمخویی
کسی که امر ونهی می کند ، بدیها را با خوبی دفع می کند. واهل انتقام وغیظ نیست.
از لغزش مردم در هنگام عذر خواهی بگذریم که این ، نشانه جوانمردی تاریخ است . همین که برادران یوسف از او عذر خواهی کردند ،فرمود : امروز ملامتی بر شما نیست.

توجه به همه جوانب

در کتاب الغدیر می خوانیم : شخصی از دیوار خانه مردم بالا رفت تا ببیند که افراد آن خانه چه می کنند . همین که دید مشغول شراب خوردن هستند از بالای بام نهی از منکر کرد.
صاحبخانه به اوگفت: من یک منکر انجام دادم وآن اینکه شراب خوردم ؛ ولی تو گرفتار چند منکر شدی ؛ تجسس و ورود به حریم خانه مردم و ارعاب ، منکرهایی بود که تو مرتکب شدی .

هرگز خودرا بهتر ندانیم.

حضرت علی ( ع) می فرماید : ای بنده خدا! در عیبجویی کسی به خاطر گناهانش ، شتاب مکن ! چه بسا آن گناه بخشیده شود. و درباره خود ، حتی ازگناه کوچکی که انجام داده ای ،خود را در امان ندان ؛ زیرا چه بسا که به خاطر آن عذاب شوی .
کسی که امر به معروف ونهی ازمنکر می کند ، مانند پزشکی است که به مداوای مریض می پردازد . چه بسا مریض بهبود یابد وسالها عمر کند ؛ ولی خود پزشک در حادثه ای جان دهد.

از کجا شروع کنیم؟

1- خود
قرآن می فرماید : ای کسانی که ایمان آوریده اید ! چرا آنچه را می گوئید عمل نمی کنید ؟
و در جایی دیگری می فرماید : آیا مردم را به نیکی سفارش می کنید ، درحالی که خودتان را فراموش می کنید؟
حضرت علی (ع) می فرماید : تا خودم کاری را انجام ندهم ، شما را به آن سفارش نمی کنم و تا خودم از کاری دوری نکنم ،شما را از آن باز نمی دارم. البته ، عمل ، رمز موفقیت است و نه رمز وجوب.
2- خانواده
قرآن می فرماید :ای پیامبر ! اول دختران وهمسرانت را سفارش کن وآن گاه زنان دیگر را .
قرآن در ستایش یکی از انبیا می فرماید : او خاندان وبستگان خود را به نماز سفارش می فرمود .
البته گاهی همسر وفرزند قابلیت هدایت ندارند ، ولی دیگران حرف حق را می پذیرند . نمونه آن ، پسر نوح وهمسر لوط است.
3- نسل نو
حضرت علی (ع) می فرماید : روح نوجوانان همچون زمین خالی است وآموزش نوجوانان مانند نقش بر سنگ ، ماندگار است.
در روایات می خوانیم : به سراغ نسل نو بروید ، زیرا که آنان زودتر از دیگران به سوی خیر گرایش پیدا می کنند.
4- همسایگان
رسول خدا (ص) فرمود: چرا مردم همسایگان خود را آموزش نمی دهند ؟ موعظه نمی کنند ؟ امر به معروف ونهی از منکر نمی کنند؟ وچرا همسایگان حاضر نمی شوند آموزش ببینند؟

نقش حکومت

گاهی اوقات منکرات در سطح وسیعی مطرح است که جز با حرکات دولت ، امکان نهی از آن نیست .
البته وظیفه حکومت تنها در این موارد نیست ؛ بلکه باید از آمرین به معروف وناهیان ازمنکر که طبق وظیفه فردی نیزتذکر میدهند حمایت کند.
همکاری دولت و مردم همیشه کارساز بوده است وهیچ یک به تنهایی توفیق کامل را به دست نخواهد آورد . لذا برای اجرای احکام نورانی اسلام باید حکومت اسلامی درکار باشد ؛ وگرنه بسیاری از احکام که نیاز به قدرت دارد ،به زمین خواهدماند . آری ! ولایت فقیه یک ضرورت برای اجرای احکام الهی است.
وظایف حکومت در امر به معروف ونهی از منکر مخصوص به چند نمونه نیست . حکومت وظیفه دارد معروف های سیاسی اجتماعی را احیا واز منکرات اقتصادی اجتماعی جلوگیری مد.

اینها نمونه هایی از وظایف حکومت است:
کنترل نرخها وجلوگیری از هرج ومرج بازار؛
جلوگیری از واسطه های کاذب که وسیله گران شدن جنس هستند؛
نظارت بر قراردادها وجلوگیری از سوء استفاده هایی که درتنظیم اسنادمی شود.
دقت در توزیع عادلانه ، حفظ بیت المال وشناسایی امین ترین افراد برای سپردن بیت المال به آنها.
استفاده بهینه از منابع طبیعی .
ایجاد شغل مفید برای بیکاران وآموزش دادن کارگران ساده برای بهتر نتیجه گرفتن از منابع طبیعی و فنی ؛ زیرا اشتغال ، بزرگترین معروف وبیکاری زمینه انواع منکرات است.

سالم سازی محیط

محیط وجامعه در گرایش های فکری واخلاقی افراد نقش مهمی دارد . از جمله :

  1. در تاریخ بنی اسرائیل می خوانیم : ( همین که با معجزه موسی (ع) از رود نیل گذشتند، گروهی بت پرست را دیدند . فوراً تحت تاثیر قرار گرفتند واز موسی خواستند که حضرت برای آنان بت قرار دهد تا عبادت کنند. )
  2. حضرت ابراهیم یک تنه تبر به دست گرفت ، وارد بتکده شد وهمه بت ها را شکست . سپس تبر را به گردن بت بزرگ آویخت.
  3. موسی به سامری گفت: (به خدا سوگند که گوساله طلایی تو را آتش می زنم وخاکسترش را به دریا می ریزم.)
  4. ماجرای مسجد ضرار ؛ منافقان درمدینه با وجود مسجد پیامبر (مسجد دیگری ساختند تا در سایه نام مسجد ، نیروهای خود را تمرکز دهند وبا دشمنان خارجی ارتباط برقرار کنند .آنها برای رسمیت شناخته شدن مسجدشان از پیامبر اکرم (ص) دعوت کردند به امامت خویش ، نماز جماعتی درآنجا برگزار کند.)
    حضرت که در آستانه جنگ تبوک بودند ، پاسخ مثبتی ندادند .پس از آنکه رفتند و برگشتند ، مردم را برای خراب کردن مسجدی که مرکز تجمع منافقین بود ، بسیج کردند . از این ماجرا در قرآن به اشاره ذکر شده است.


از چهار نمونه ای که از قرآن نقل کردم ، می توان چنین نتیجه گرفت که برای اجرای نهی از منکر باید ابتدا ، مراکز و انسانهای فتنه خیز را از جامعه حذف کرد؛ زیرا بدون محو کردن آنها ، نهی از منکر ، مبارزه با معلول و رها کردن علت هاست.
نظام وحکومتی که بنا دارد امر به معروف نهی ازمنکر را احیا کند ، باید برای سالم سازی محیط گام هایی بردارد ؛ از جمله :

  1. تبلیغ در مورد ازدواج آسان ودادن وام ازدواج به جوانها .
  2. تفکیک مراکز دختر و پسر در همه مقاطع تحصیلی ، پارک ها ، مکانهای عمومی ،بیمارستانها وحتی مراکز خدماتی (تا آنجا که امکان دارد) ؛ تا زنان بتوانند با لباس ساده مشغول به کار شوند ومردان نیز مزاحمتی نداشته باشند.
  3. جلوگیری از تولید فیلم ها ، نوارها ، کتابهایی که در آنها زمینه های انحراف وفساد وابتذال زیاد است ؛ بخصوص بستن بعضی شرکتها، بوتیکها وموسسات منحرف ویا جلوگیری از ارائه لباسها و...
  4. دقت در گزینش افراد تا مهره های وابسته وفتنه گر ، میدانی برای رشد افکار خودنداشته باشند . بخشی از این اقدامات بحمد الله در سایه جمهوری اسلامی انجام شده وامیداست که کامل شود.
  5. از آنجا که حیا مانع بسیاری از گناهان ونداشتن حیا زمینه ساز انواع منکرات است ، مسئولان نظام باید اصل حیا را در تار وپود جامعه مراعات کنند تامیدانی برای رشد خلافکاران پیدا نشود. از جمله ، دولت اجازه ساختن ساختمانهایی را که ساکنان آن به طورطبیعی حیا را ازدست میدهند ، به کسی ندهد .آری ! در ساختمانهایی که فرد در درون خانه خود همه جای خانه همسایه را می بیند حیایی نمی ماند. امام حسن وامام حسین (ع) کودکانی بودند که با شلوار بلند وارد فرات شدند . شخصی به آن دو عزیز گفت: (لباس شما خراب شد .) این دو عزیز در پاسخ او فرمودند : ( خراب شدن شلوار بهتر ازخراب شدن دین وحیا است.)
  6. اسلام برای سالم سازی محیط ، تربیت کودکان ومدیریت داخلی خانه را به زن سپرده است و تا حد امکان با سپردن کارهای مفید در محل آرام خانه ، زن را از خارج شدن بدون دلیل و دور از چشم شوهر نهی فرموده است .البته ، هر کجا که نیاز باشد ،به زن اجازه خروج داده است، از جمله رفتن به مکه بدون شوهر .

آنچه محیط را فاسد می کند ، رها شدن ، بی بند وباری وبی هدفی است ؛ وگرنه اسلام به زن اجازه آموختن وآموزش ،شرکت در انتخابات ، داشتن استقلال اقتصادی وسیاسی ، شرکت در عالی ترین کنگره های علمی ، نوشتن انواع مقالات تخصصی وتربیتی وعلمی را داده است.
قرآن به آشنایی با تاریخ زنان نمونه همچنین آشنایی با تاریخ مردان نمونه سفارش کرده است.
در قرآن همان گونه که می خوانیم : ( واذکر فی الکتاب ابراهیم) ( واذکر فی الکتاب موسی ) ؛ همچنین می خوانیم : ( واذکر فی الکتاب مریم) ؛ همان گونه که مرد می تواند الگو واسوه باشد ، قرآن ، همسر فرعون را الگو ونمونه تاریخ بشر قرار داده است.

درس هشتم : شیو ه های امر به معروف ونهی ازمنکر


اهمیت شیوه ها

پیامبر اکرم ( ص) فرمود: ( هر که امر به معروف می کند ،باید شیوه اش نیز معروف باشد).
قرآن می فرماید : نیکی در این نیست که از بی راهه به خانه ها وارد شوید ، نیکی دراین است که از راه آن وارد شوید.
امام باقر (ع) ذیل این آیه فرمود : خانه ها را از راهش وارد شوید یعنی هر کاری را از راهش انجام دهید !
آری برای هرمعروف ومنکری ، از هر شخصی درهر مکانی وهر زمانی، شیوه ای خاص لازم است که اگرمراعات نشود ، امکان دارد اثر منفی دهد.

شیوه آئینه وار

حدیثی از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود: ( المومن مراه المومن ) مومن آئینه مومن است . اگر در این حدیث کوتاه دقت کنیم، نکاتی درباره شیوه امر به معروف درک می کنیم ؛ از جمله :

  1. آئینه از روی صفا عیب را می گوید ، نه از روی انتقام ، غرض وکینه
  2. آئینه زمانی عیب را نشان می دهد که خودش گردوغبار زده نباشد.
  3. آئینه مراعات مقام ومدال را نمی کند.
  4. آئینه عیب را بزرگتر از آنچه هست ،نشان نمیدهد.
  5. آئینه همراه با نشان دادن عیب ،نقاط قوت را نیز نشان میدهد.
  6. آئینه عیب را روبرو می گوید نه پشت سر.
  7. آئینه عیب را بی سروصدا می گوید.
  8. آئینه عیب را در دل نگه می دارد و همین که از کنارش رد شدی عیب از صفحه اوپاک می شود.
  9. آئینه را اگر شکستی ، خرده های آن هم زشت و زیبا را نشان میدهد. مومن را اگر شکستی وتحقیر کردی ،باز دست از حرفش بر نمی دارد .
  10. اگر آئینه عیب مرا گفت ، باید خودم را اصلاح کنم ،؛ نه آنکه آئینه را بشکنم .آری! اگر مسلمانی نهی ازمنکر کرد ،شما گناه را از خود دور کن وبه انتقاد کننده اعتراض نکن.

ای غزالی گریزم از یاری که اگر بدکنم نکو گوید
مخلص آن شوم که عیبم را همچو آیینه روبه رو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته ،موبه مو گوید
توجه دادن به کرامت وارزش انسان
اگرانسان بداندکه جانشین خداست.
اگرانسان بداندکه فرشتگان بر اوسجده کرده اند اوموجودی است که روح خدا دراو دمیده شده است؛ تنها موجودی است که خداوند درآفرینش او خود را ستوده است؛ همه چیز را به تسخیر او درآورده است؛ در آفرینش ، بهترین شکل را به او عطا کرده است؛ برای او ، انبیا وکتب آسمانی فرستاده است؛ او را موجودی فنا ناپذیر قرار داده است، ارزش اوبهشت است ونه کمتر ؛ خداوند انواع فضیلت ها وکرامتها را به او مرحمت کرده است.
اگرانسان به این کرامت ها ومقامات توجه کند ، هرگز خودرا به کارهای زشت آلوده نخواهد کرد.
راستی! چرا عمر ما چراگاه شیطان باشد؟ ما که جانشین خدائیم ،چرا با دشمن خدا قرین باشیم؟
حضرت علی (ع) فرمود : کسی که کرامت و ارزش خود را شناخت دنیا و هوسها نزد او ناچیز می شود.
خاطره

شخصی به نام شقرانی در زمان امام صادق (ع) مرتکب شراب خواری شد .امام صادق (ع) به او فرمود: ای شقرانی ! کار زشت از هر کس که سر زند ، زشت است ؛ ولی اگر از تو سر زند ، زشت تر است؛ همان گونه که کار نیکو از هر کس نیکوست ؛ ولی اگراز تو سر زند ، نیکوتر است . این به خاطر جایگاه تو است . تو از وابستگان ما هستی . پس ، قدر خود را بدان !

شیوه های امرونهی

1- آماده سازی

سخن حق ، همچون شکر است ؛ اگر شکر را به همین شکل در گلوی کسی بریزیم ، امکان دارد خفه شود. باید شکر را با آب مخلوط کرده تا تبدیل به شربت شود وبرای همه افراد قابل استفاده وتحمل باشد .
از خاطرم نمی رود زمانی که می خواستم درباره روایات کفن در تلویزیون صحبت کنم ، فکر کردم که بعضی مردم تحمل شنیدن این گونه آماده کردم که : از نیازهای عمومی وهمگانی ، نیاز به لباس است. اسلام برای هر فصل و زمان وکاری لباس در نظر گرفته ودستوراتی داده است؛ مثل لباس کودک، لباس کار ، لباس جنگ ، لباس نماز عید ،لباس نماز باران ،لباس احرام و حج ، لباس عروس ، لباس دادن به برهنه ها ، نظافت لباس ،وصله کردن لباس ،رنگ لباس ، دوخت لباس ، جنس لباس و...
وبرای هر یک ازعناوین هم حدیثی ونکته ای گفتم . کم کم مردم را برای شنیدن بحث آخرین لباس (کفن) و روایات کفن آماده کردم .ولی اگر از ابتدا می گفتم : موضوع بحث امروزم کفن است ، شاید میلیون ها نفر تلویزیون را خاموش می کردند.

2- تلفیق

چه بسیارند افرادی که از انجام معروف هراس دارند وچه بسارند کسانی که جدا شدن از بعضی منکرات را برای خودمحال می پندارند ، در صورتی که تلقین صحیح وبیان نمونه ها در این زمینه کارگشا خواهد بود.

3- استفاده از هنر ، شعر وطنز

نقش هنر در دعوت مردم به فساد وانحراف ،بر کسی پوشیده نیست . سامری با هنر مجسمه سازی توانست مردم رامنحرف وبنی اسرائیل را گوساله پرست کند.
زیبا گویی ، فصاحت وبلاغت ، بهترین اهرم برای جذب مردم است؛ همانگونه که قیافه زیبا و موزون نقش مهمی در تاثیر کلام دارد.
در قرآن ، امر شده است که هنگام رفتن به مسجد ، زینت های خود را با خود بردارید.
سخن زیبا ومجادله نیکو از سفارشهای قرآن کریم است.
یکی از نامهای قرآن ، احسن القصص است. آری ، قصه گویی یک هنر است.

4- انصاف در برخورد

قرآن کریم در نهی از شراب ، اول از منافع مادی ومالی آن سخن گفته است وبعد می فرماید : (ضررش از نفعش بیشتر است)
خداوند در برخورد با کافران ومنافقان ومشرکان ، همواره از عبارت (اکثرهم) استفاده می کند، یعنی همه آنان را نفی نمی کند بلکه می فرماید:
بیشتر آنها چنین هستند در برخورد با خلافکاران نیز باید ابتدا نقاط قوت ومثبت آنها را بگوییم وسپس آنها را متذکر کنیم .

5- امید دادن

گاهی انسان گنهکار با خود می گوید :دیگر ازما گذشته است ، ما دیگرراهی برای بازگشت نداریم. ما دیگر جهنمی شده ایم . این گونه افراد هر روز به گناه بیشتری گرفتار می شوند.
چون قامت ما برای غرق است در کم و زیاد او چه فرق است
باید به آنها از عفو الهی واز پذیرفتن توبه ولطفی که خداوند به توبه کنندگان دارم بگوییم و خاطراتی ازتوبه کنندگان بیان کنیم تا گناه ، او را به یاس نکشاند . باید به او تذکر داد که یاس ازگناهان کبیره است .

6 – تغافل

گاهی بایدانسان خود را به غفلت بزند وتظاهر کند که من متوجه خلاف تو نشدم تا از این طریق شخصیت افراد شکسته نشود.
قرآن می فرماید : برادران یوسف که پس از ده ها سال او را دیدند ونشناختند ، به او گفتند : ما قبلاً برادری داشتیم به نام یوسف که دزد بود.
یوسف خود را به تغافل زد ونگفت که آن برادر من هستم وچرا به من نسبت دزدی میدهید .
البته تغافل در مورد خلافه های شخصی ، جزئی وفردی است ؛ و گرنه درمسائل مهم که دشمنان وکفار برای براندازی نظام اسلامی نقشه می کشند ،
تغافل بزرگترین خواست دشمن است.

7- توجه به ظرفیت افراد

امام صادق (ع) شخصی را برای ماموریتی به منطقه ای فرستاد . او درگزارش خود به امام ، از مردم منطقه به شدت انتقاد کرد .امام فرمود : ایمان ده درجه دارد . بعضی یک درجه ایمان دارند وبعضی دو درجه ، بعضی هم هفت تا ده درجه . نباید کسانی که ایمان کامل تری دارند ، از دیگران توقع بیش ار ظرفیت داشته باشند .
در شیوه تبلیغ انبیا می خوانیم که می فرمودند : ما ماموریم طبق ظرفیت افراد با آنان صحبت کنیم.

8- کنایه گویی

قرآن به حضرت عیسی (ع) می فرماید : آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را خدا بگیرید؟!
در جای دیگر ،خداوند پیامبر (ص) را مخاطب قرار داده و می فرماید : اگر پدر و یا مادرت نزد تو به پیری رسیدند ، تو با آنان درشتی نکن !
در حالی که همه می دانیم حضرت عیسی مردم را به توحید دعوت می کرد وپ یامبر اسلام درکودکی پدر ومادر خود را از دست داده بود.این گونه خطاب ها در حقیقت به مردم است.

9 – ایجاد محبت

در بخش مهمی از قرآن ، خداوند نعمت های خود را می شمارد تا عشق انسان را نسبت به خود زیاد کند.
قرآن که مردم را امر به عبادت می کند ، می فرماید : پروردگار کعبه را پرستش کنید ؛ زیرا او شما را از گرسنگی وترس نجات داد.
نمونه هایی از سیره پیامبر اکرم ( ص) درباره جذب دلها:

  • هر گاه سه روز یکی از یاران را نمی دید ، به سراغش می رفت.
  • از مریض ها در دورترین نقطه شهر عیادت می کرد.
  • مردم را با بهترین نام صدا می زد . حتی نام زنان وکودکان را با کرامت می برد.

در تاریخ زندگی اهل بیت علیهم السلام نیز خاطرات فراوانی به چشم می خورد که یک نمونه از آن را نقل می کنیم :
مردی شامی به امام حسن مجتبی (ع) جسارت کرد.حضرت ایشان را به منزل بردند وچنان موردتفقد قرار دادندکه او از حرفهای خود شرمنده شد.
در روایات می خوانیم : با هر کس که با تو قطع رابطه کرد ، ارتباط برقرار کن وهر کس به تو بدی کرد ، تو با او خوبی کن.

 

10- تحریک عواطف

شخصی به مادرش تندی کرد .روز بعد ،امام صادق (ع) او را دید و به او فرمود : چرا با مادرت تندی کردی؟مگر نمی دانی که شکم مادرت منزل تو بود؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ شیر مادر غذای تو بود؟سپس فرمود : پس با او خشن نباش.

11- مخفیانه ومختصر باشد

در حدیث می خوانیم : هر کس برادر دینی خود را مخفیانه موعظه کند ،او راآراسته کرده ،ولی هر کس آشکارا موعظه کند، او را شرمنده کرده است. گرنصیحت کنی ، به خلوت کن که جز این ، شیوه نصیحت نیست هر نصیحت که بر ملا باشد آن نصیحت به جز فضیحت نیست
درحدیث می خوانیم :
هر گاه کسی را موعظه می کنی ؛ خلاصه بگو!

12- نمایاندن الگوها

معرفی چهره های موفق وتجلیل از آنها ، در دعوت مردم به معروف نقش موثری دارد . این که هر سال مردم در عاشورا فریاد (یاحسین )سر می دهند ، زمینه دوری از پذیرش طاغوت و وفاداری به نظام اسلامی می شود.
قرآن می فرماید : مردم دنیا از همسر فرعون درس بگیرند که چگونه جذب مال ومقام وقدرت فرعون نشد . درجای دیگری می فرماید :از حضرت ابراهیم وحضرت محمد (ع) درس بگیرید ؛ زیرا این دو بزرگوار اسوه والگو هستند.

13 – تدریج

همان گونه که شیطان انسان را گام به گام به سوی فساد می کشاند راه اصلاح وامر به معروف ونیز گام به گام باشد در قرآن درمورد تحریم ربا این مراحل به چشم می خورد :
در مرحله اول ، قرآن می فرماید :آنچه به مال شما از طریق ربا اضافه می شد ،نزدخدا افزایش نیست.
در مرحله دوم ، قرآن ربا خواری را از عادات زشت یهودیان می شمارد.
درمرحله سوم ،قرآن انسان را از ربای مضاعف و زیاد نهی می کند.
درمرحله چهارم ، قرآن ، ربا گرفتن رابه منزله اعلام جنگ باخدا می داند.

14- تکرار

چون برنامه اسلام تنها آموزش نیست ، بلکه تربیت هم هست ،لذا اوامر ونواهی باید تکرار شود. برای هر غفلت ،یک تذکر لازم است. شما درنماز ده ها بار (الله اکبر ) را در رکوع وسجود وقیام تکرار می کنید .
یاد خدا غذای روح است وباید همچون غذای جسم تکرار شود.

15 -مماشات

حضرت ابراهیم (ع) برای نهی از بزرگ ترن منکر (شرک) از راه مدارا ومماشات وارد شد وگام به گام به انتقادات خوداضافه کرد.
بار اول فرمود: خورشید غروب می کند ومن غروب شدنی را دوست ندارم .( انی لااحب الافلین)
بار دوم فرمود: ماه پرستی انحراف است وخدا مرا گرفتار آن نکند . ( لئن لم یهدنی ربی ...)
بار سوم فرمود: من بیزارم از هر چه که شما شریک خدا می دانید .( انی بری ء مما تشرکون)

16- حکمت ، موعظه ،جدال نیکو

قرآن کریم به پیامبر عزیز می فرماید: از طریق حکمت و منطق یا موعظه ونصیحت ویا جدال نیکو مردم را به راه خدا دعوت کن!
در امر به معروف ونهی ازمنکر باید روی مسائلی تکیه کرد که قابل خدشه نباشد.به سخنان محکمی که موردقبول همه است، حکمت گفته می شود.
مراد از موعظه حسنه ، موعظهای است که بر اساس محبت و با بیان نیکو باشد و در زمان و مکان مناسب با شیو ه های صحیح انجام شود. ومراد از مجادله نیکو نیز پذیرفتن نقاط قوت دیگران واستدلال و مقابله به مثل در شیوه ها است.

17 - ریشه مفاسد را بخشکانیم

قرآن می فرماید : ( سوء ظن نبرید وتجسس نکنید ) ؛ زیرا سوء ظن ، سرچشمه تجسس وتجسس ، سرچشمه غیبت می شود.
اگر قرآن ،زنان را از پایکوبی ویا گفتار همراه با ناز وکرشمه وتحریک آمیز نهی می کند ،به خاطر خشکاندن سرچشمه گناه است.
درمسائل سیاسی واجتماعی نیز برای اصلاح دولت ها باید دولتمردان اصلاح شوند وبرای اصلاح نسل نو ،باید خانواده ها اصلاح شوند.
قرآن می فرماید : با رهبران کفر مبارزه کنید.

18- احترام به ارزشهای دیگران

قرآن کریم ،به تورات وانجیل وانبیای گذشته احترام می گذارد و مراکز عبادت سایر ادیان را محترم می شمارد ؛ حتی برای حفظ آن ، دفاع را لازم میداند. در سفارش های اسلامی نیز آمده است: (بزرگان هر قوم را احترام کنید!)

19 - با انجام معروف ،زمینه را بر منکر تنگ کنیم

قرآن می فرماید : (راه جلوگیری از فحشا ومنکر ، انجام معروفی همچون نماز است.)
هنگامی که خداوند می خواهد حضرت آدم را از غذایی منع کند، ابتدا اجازه بهره برداری از غذاهای دیگر را به او میدهد ومی فرماید : (از هر غذایی در بهشت استفاده کن؛ ولی از این غذا استفاده نکن!)
تفریح و ورزش از معروف هایی است که جلو بسیاری از مفاسد، امراض ومنکرات رامی گیرد.
زهد وعدالت مسئولان مملکتی ، از معروف هایی است که می تواند جلو بزرگترین منکرات را که بدبینی به حکومت اسلامی است. بگیرد.

20- توجه به زمان

در روایات می خوانیم : هنگام مسافرت ، خانواده خود را به تقوی سفارش کنید ؛ زیرا در آستانه جدایی ،علاقه ها اوج می گیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد می شود.
در حدیث می خوانیم : به هنگام خشم وغضب ، کسی را ادب نکنید زیرا در معرض افراط هستید .
در قرآن نیز نسبت به استغفار در سحر مکرر سفارش شده است.

21- اعراض

قرآن میفرماید : ( هر کاه کسانی را دیدی که در آیات ما به یاوه سرائی نشسته اند ، پس به عنوان اعتراض ،مجلس آنان را ترک کن ! یا مسیر حرف را تغییر ده ! واگرشیطان تو را به فراموشی انداخت ، تا متوجه شدی جلسه را ترک کن وبا ستمگران منشین).
در حدیث می خوانیم : (سزاوار نیست که مومن درمجلس گناهی که نمی تواند آن را تغییر دهد بنشیند.)
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : گناهکاران را با قیافه عبوس ملاقات کنید !

درس نهم : انواع معروفها در قرآن

در بخش های قبلی گفتیم که برای آمر به معروف وناهی از منکر لازم نیست ابتدا معروف ها ومنکرها را بشناسد تا کار او بر اساس آگاهی وشناخت باشد.
در این بخش ، انواع معروفهای فردی واجتماعی را که قرآن بر آنها تاکید داشته ودعوت دیگران به انجام آن را لازم شمرده ، خلاصه وار مطرح می کنیم.

اقامه نماز

اولین معروفی که قرآن به آن سفارش فرموده و آن رانشانه ایمان خدا می شمرد ، نماز است.
چنانکه در آغاز سوره بقره می فرماید : ( الذین یومنون بالغیب ویقیمون الصلوه) ، پرهیزکاران به غیب ایمان دارند ونماز بر پا میدارند. نه فقط دراسلام ،بلکه در همه ادیان آسمانی ، نماز جایگاه ویژه ای دارد .خداوند حضرت موسی رابه انجام این معروف بزرگ فرمان میدهد ومی فرماید: ( اقم الصلوه لذکری ) ای موسی ! نماز را به پای دارد تا یاد من در تو زنده شود.
قرآن نیز پیامبر اسلام را مامور می کند تا خانواده اش را به نماز دعوت کند: (وامر اهلک بالصلوه )
هر مسلمانی نیز وظیفه دارد علاوه برآنکه خود نماز می خواند ،دیگران را نیز به نماز سفارش کند ، دوستان ،همکاران ، فرزندان وهمسر خود را .

رسیدگی به محرومان

دستورات اسلام ،به نماز و روزه وقرآن ودعا ودیگر وظایف فردی محدود نمی شود ،بلکه بخش عمده ای از دستورات دین ، مربوط به جامعه ومسائل اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی آن است که یک مومن باید ابتدا این معروف های مورد نظر دین را بشناسد ، تا هم خود عمل کند وهم دیگران را به آن دعوت کند.
ازمهم ترین دستورات اجتماعی اسلام ، رسیدگی به محرومان ونیازمندان در همه ابعاد زندگی است.
خمس وزکات دو واجب مالی است که هرمومنی را ملزم می کند بخشی از درآمد خود را صرف نیازهای جامعه و نیازمندان کند. در تمام قرآن ،هر جا نامی از نماز آمده ، زکات نیز ذکر شده است تا مومنان گمان نکنند با ادای نماز تکلیفشان تمام می شود. ( یقیمون الصلوه ویوتون الزکاه ).
حتی اگر کسی خود توان کمک به نیازمندان را ندارد باید دیگران را به این کار تشویق و تحریص کند واین خود یک وظیفه است . قرآن از زبان اهل دوزخ چنین بیان می کند که می گویند : ( ولایحض علی طعام المسکین ) ما دیگران را به اطعام مستمندان تشویق نمی کردیم.

احسان ونیکوکاری

نه فقط نسبت به محرومان جامعه ، بلکه نسبت به همه افراد جامعه باید انسان روحیه احسان ونیکوکاری داشته باشد .
مورد واجب آن ، احسان به والدین است که قرآن می فرماید : ( وبالوالدین احسانا ) لذا خدمت به پدر و مادر ونیکی به آنها در هر شرایطی لازم است ، چه مومن باشند وچه کافر ، چه محتاج باشند وچه نباشند.
در مورد دیگر افراد جامعه نیز اسلام سفارش های متعددی کرده که همه نشانه توجه اسلام به روحیه تعاون وهمکاری درمیان افراد جامعه است . از جمله این دستورات ، وام دادن به یکدیگر است که خداوند خود را گیرنده وام معرفی کرده تا وام دهنده احساس کند به خداوند وام می دهد و براین کار تشویق شود. ( من ذا الذی بقرض الله قرضاً حسنا )

اصلاح ذات البین

افراد جامعه درمقابل اختلاف ها ونزاع هایی که میان برخی مردم وجود دارد مسئولیت دارند و باید میان آنها را اصلاح کنند وآشتی دهند . خداوند مومنان را به این امر سفارش نموده و می فرماید: ( و اصلحوا ذات بینکم) البته قرآن برای پیشگیری از بروز چنین اختلافهایی همواره مومنان را به عفو وگذشت از یکدیگر سفارش نموده ومی فرماید : شما که می خواهید خداوند از شما بگذرد ، چرا خودتان از یکدیگر نمی گذارید. ( ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم )
بنابراین هر یک وظیفه داریم با گذشت از خطای یکدیگر ، صلح و صفا را در جامعه حاکم سازیم واگر در میان دیگران نیز کینه وکدورتی وجود دارد نسبت به رفع آن اقدام کنیم.

عدالت ورزی

جامعه اسلامی بر قسط وعدل بنا می گردد ومهم ترین شرط حاکم اسلامی ، عدالت ورزی است . مومنان نیز باید به عدالت رفتار کنند و با یکدیگر برخورد عادلانه داشته باشند . نه فقط به دیگران ظلم نکنند ، بلکه زیر بار ظلم هم نروند.( لاتظلمون ولا تظلمون )
خداوند همواره مومنان را به این معروف بزرگ سفارش کرده و می فرماید : ( ان الله یامر بالعدل والاحسان ) وپیامبر را نیز مامور ساخته تا این فرمان الهی را به گوش مردم برساند : ( قل امر ربی بالقسط)

ازدواج وتشکیل خانواده

انسان نیاز به انس ومحبت دارد واین نیاز طبیعی در بستر خانواده به صورت سالم وکامل برآورده می شود . لذا اسلام آحاد جامعه را مامور ساخته تا نسبت به ازدواج دختران وپسران جوان اقدام نموده و آنان را به عقد یکدیگر در آورند .
نه فقط پدر ومادر ،بلکه مسئولان جامعه نیز در این امر مسئولیت دارند وهر کس بتواند قدمی در این راه بردارد باید اقدام کند . ( وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم.)
ازدواج ، معروفی است که پیامبر همواره مردم را به آن سفارش کرده وآن را بیمه انسان از بسیاری گناهان دانسته است. طبیعی است که امر به این معروف بزرگ ، تنها سفارش زبانی به ازدواج نیست ، بلکه باید گام هایی عملی برای این امر بر داشت.

حیا وعفت

قرآن از یکسو با تشویق جوانان به ازدواج ، زمینه بسیاری ازگناهان را در جامعه از بین می برد واز سوی دیگر پیامبرش را مامور می سازد تا به دختران وهمسران خود و زنان مومن سفارش کند با ناز وکرشمه سخن نگویند، با حیا راه بروند وپای بر زمین نکوبند ، مواضع زینت خود را برای مردان نامحرم آشکار نسازند و از مختلط شدن با مردان بپرهیزند. (یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المومنین ...)
همچنین مردان ومومن را فرمان میدهد که نگاه خود را به زنان نامحرم کوتاه کنند و از چشم چرانی بپرهیزند . ( قل للمومنین یغضوا من ابصارهم) آری ، در جامعه اسلامی به همان میزان که به زنان باید گفت حجاب خود را حفظ کنید ،باید به مردان گفت چشمان خود را کنترل کنید .

صبر واستقامت

انسان در انجام تکالیف خود ،گاهی دچار تنبلی وسستی می شود .یکی از وظایف مومن آن است که همواره دیگران را به صبر وپایداری در انجام وظایف دینی سفارش کند تا این تذکرات موجب شود فرد از کوتاهی بپرهیزد . چنانکه در سوره والعصر ،سفارش به صبر از ویژگی های مومنان شمرد شده است. ( وتواصوا بالحق وتواصو بالصبر)
البته صبر در برابر مصیبت هایی که به انسان می رسد و یا صبر در برابر معصیت هایی که انسان می تواند مرتکب شود ، از دیگر مصادیق صبر است که در قرآن و روایات ،سفارش دیگران به صبر دراین موارد نیز طرح شده است.

احیای مراکز دینی

در فرهنگ اسلامی حتی عبادت ونیایش نیز به صورت جمعی صورت می گیرد ومسلمانان سفارش شده اند که نمازهای خودرابه جماعت و در مسجد بجای آورند . هر هفته روزهای جمعه به نماز جمعه بروند ، درپایان یکماه روزه داری ، نماز عید فطر را به جماعت با شکوه برگزار کنند .زیارت خانه خدا را همراه با دیگرمسلمانان از دیگر نقاط جهان درایام حج بجا آورند و در یک کلمه در هر محله ومنطقه ای ، مکانی به نام خدا و برای او احداث کنند تا مومنان در آنجا گردهم آیند و زمینه های الفت ومحبت وهمکاری میان آنها فراهم شود.
لذا قران از یک سو به احداث واحیای مساجد سفارش نموده و از سوی دیگر ازمومنان خواسته با بهترین لباس وبا بهترین شکل در مراسم نماز جماعت حضور یابند . در زمان رسول خدا و جانشینان پس از ایشان ، مسجد ،مرکز مشورت با مردم ،اعزام نیرو برا ی جهاد با دشمنان ، قضاوت میان مردم ، رسیدگی به محرومان وحتی محل خواندن خطبه عقد ازدواج بوده است.
طبیعی است احیای این معروف ها ، به تذکر وتوصیه وسفارش مومنان به یکدیگر نیاز دارد تا هر کس به هر مقدار که می تواند در جهت این امر بزرگ اقدام نماید.

وحدت واطاعت

حفظ وبقای یک جامعه ، نیازمند وحدت و یکدلی افراد آن جامعه است. تفرقه وتشت، یک جامعه را از درون می پاشد و ناامنی و نا آرامی را بدنبال دارد. لذا قرآن همواره مومنان را به وحدت سفارش کرده و می فرماید : ( واعتصموا بحبل الله جمیعاًولا تفرقوا) به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و دچار تفرقه نشوید .
البته وحدت باید بر پایه اطاعت از خدا ، رسول خدا وحاکمان برگزیده خدا باشد وگرنه کافران نیز بر باطل خود اتحاد واتفاق دارند.
قرآن در این زمینه می فرماید : ( اطیوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم ) هر یک ازمومنان موظف است رابطه اخوت و برادری را که خداوند میان مومنان برقرار نموده و فرموده ( انما المومنون اخوه) حفظ کرده و دیگر افراد جامعه را نیز به این معرف مهم اجتماعی دعوت کند تا جامعه دچار تفرقه نشد.

درس دهم: انواع منکرها در قرآن

منکر چیست؟

منکر یعنی کاری که عقل ودین ، آن را زشت وناپسند بداند ، بر خلاف معروف که یعنی :کاری که در عرف افراد متدین ، پسندیده و نیک شمرده شود. منکرات را نمی توان شماره کرد، زیرا در همه امور زندگی یافت می شود.
در رانندگی ، بوق زدن ، بیجا ، گاز دادن نابجا ،پارک نابجای اتومبیل ، منکر است . ریختن آشغال درکوچه و خیابان ، سد معبر ،سیگار کشیدن ، بلند کردن صدا وآزاد دادن همسایه ، ترساندن همسر وفرزند ، تبعیض میان فرزندان ، ندادن حقوق زیر دستان ودهها نمونه دیگر که هر روز خواسته یا ناخواسته مرتکب آنها می شویم ولی چون آنها را منکر نمی دانیم در صدد عذر خواهی از دیگران واصلاح خود بر نمی آییم .
البته همه منکرات در یک سطح نیستند . جنبه زیر بنایی و کلیدی دارند وبعضی رو بنایی ودر درجه چندم اهمیت هستند .اکنون بعضی منکرات زیر بنایی را فهرست وار بیان می کنیم:

الف : منکرات اعتقادی

خرافات

درمیان مردم ، خرافات بسیاری وجود دارد که ریشه منطقی وعقلی ندارد ، مثل اعتقاد به نحس بودن عدد سیزده که هیچ دلیلی ندارد ،اما گاهی خرافات به اسم دین است که ناشی از جهل مردم نسبت به معارف دینی می باشد.
دراین مورد وظیفه دانشمندان دینی ،بیان حقایق برای رفع خرافات از جامعه است ، زیرا در غیر این صورت ،مطالب درست دین نیز بخاطر این خرافات مورد بی اعتنایی نسل جوان قرار گرفته وکم کم اعتقاد مردم نسبت به اصل دین سست می شود.
قرآن ، در سوره انعام به شدت با خرافات زمان پیامبر اسلام مبارزه می کند و می فرماید : به چه دلیل گوشت برخی از حیوانات را بر خود حرام می کنید وبرخی را حلال ، مگر از جانب خدا دلیلی دارید.

تبعیض دراحکام دین

یکی از مهم ترین اصول دین ،تسلیم بودن در برابر احکام ودستورات الهی است. اما متاسفانه برخی جوانان وخصوصاً قشر تحصیل کرده می گویند : ما فلسفه ودلیل هرحکمی را بدانیم تا آن را عمل کنیم . هرچه را که فهمیدیم عمل می کنیم وهر چه را که نفهمیدیم عمل نمی کنیم و در واقع میان دستورات خدا تبعیض روا می دارند و به فهم خود عمل می کنند نه به دستورات خدا! در حالی که لازم نیست ما دلیل هر حکمی را بدانیم تا به آن عمل کنیم . همین که خدا را عادل و حکیم بدانیم و این حکم را از جانب او بدانیم ، کافی است که به دستور او عمل کنیم . درست مثل عمل به نسخه پزشک که وقتی او را پزشک ماهری دانستیم ، هرچه گفت عمل می کنیم ،اگر چه دلیل دستوراتش را ندانیم .
قرآن ، تبعیض در احکام دین را نشانه افراد منافق دانسته سخن آنها را چنین مقل می کند که می گویند : ( نومن ببعض ونکفر ببعض)


ب : منکرات اجتماعی

مدپرستی وتقلید کورکورانه

مدپرستی ، نشانه خودباختگی ، برهنگی فرهنگی وبی توجهی به هویت ملی ودینی است.
از نظر فقهی ، تشبه به کفار حرام است ؛ زیرا یک نوع خود باختگی در برابر فرهنگ ضد دینی است. در روایات می خوانیم : حتی در پوشیدن لباس ونوع غذا مستقل باشید و از بیگانگان تقلید نکنید !

شرکت در جلسات گناه

قرآن می فرماید : ( هرگاه درمجلسی حضور یافتید که آیات خدا مورد انکار ومسخره قرار گرفته است ، آن مجلس را ترک کنید ) زیرا سکوت وسازش شما ، به یاوه سرایان جرات هرگونه توهین جسارت به مقدسات مذهبی را می دهد.

تهمت وآبروریزی

از جمله منکرات اجتماعی ، توهین وتحقیر ، فحش وناسزا ،غیبت وتهمت وآبرو ریزی است.
قرآن این گونه رفتار نسبت به دیگران را نشانه افراد جهنمی دانسته ودرباره اهل دوزخ می فرماید : هر گروه که به جهنم داخل می شوند ، به گروه دیگر لعنت ونفرین می کنند ؛ ( کلما دخلت امه لعنت اختها )

پیروی از شخصیت های کاذب

در قرآن آیات فراوانی مردم را از پیروی از مفسدین ، مسرفین ، گنهکاران ، فرومایگان ، جاهلان ، هوسبازان ، غافلان و کافران بازداشته است.بر عکس ، شخصیتهای واقعی را انبیا ، صدیقین ، شهدا و صالحان دانسته و بر هر مسلمانی واجب کرده است که در هرنماز پیروی خود را از خط آنان اعلام کند و بگوید : ( اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم)

سوء ظن وتجسس وغیبت

قرآن با صراحت می فرماید : ( بعضی گمان ها گناه است).
سوء ظن ، زمینه تجسس وتجسس ، زمینه غیبت وغیبت ، مهم ترین عامل برای گسستن محبت ها، پیوند ها واعتمادها ست.
سعایت
قرآن می فرماید :
هر کس بین دو مسلمان فتنه گری، سخن چینی ، میانجی گری بد ، ایجاد کدورت و پرده دری کند ، برای او سهمی از کیفر است.

بی تفاوتی

در حدیث می خوانیم : اگر کسی ناله مظلومی را بشنود و به او پاسخ ندهد ، مسلمان نیست .
قرآن می فرماید : چرا برای نجات مستضعفان قیام نمی کنید؟
البته ، این بی تفاوتی نسبت به جامعه است ؛ اما گاهی انسان نوعی بی تفاوتی درونی نسبت به خود پیدا می کند که در برابر دیده ها وشنیده ها عبرت نمی گیرد ، سنگدل می شود ، قطره اشکی هم ندارد . قرآن بارها از این گروه انتقاد کرده است ؛ ( واذا ذکروا لا یذکرون)

اشاعه فحشا

نه تنها اشاعه فحشا بلکه علاقه به آن هم گناه بزرگی است ؛ درحالی که علاقه به هیچ گناهی ( تا مادامی که انجام نگرفته ) گناه نیست.
چاپلوسی وغلو
درنهج البلاغه می خوانیم: ستایش بیش از حد ، تملق وکمتر از حد نشانه حسادت است.
البته این در مورد چاپلوسی نسبت به افراد عادی است ؛ وگرنه ستایش افراد ستمگر ، به گفته حدیث ، عرش خدا را به لرزه در می آورد.

ج : منکرات خانوادگی

بروز آلودگی وخلافکاری درخانواده ، سرچشمه فساد وتبه کاری در آینده می شود.
از مهمترین منکرات خانوادگی ، سوء استفاده از سرمایه همسر ، مهریه های زیاد ، توقع مراسم و تشریفات بیش از حد ودخالتهای نابجای بستگان عروس وداماد است.
حضرت شعیب (ع) وقتی خواست دخترش را به حضرت موسی (ع) بدهد ، دو نوع مهریه را پیشنهاد کرد وسپس فرمود : ( انتخاب یکی از مهریه های پیشنهادی با شماست ؛ زیرا من بنا ندارم بر توسخت بگیرم و تو را به مشقت بیندازم ).
از دیگر منکرات خانوادگی ،بی توجهی به فرزندان وتبعیض میان آنهاست ؛ همان گونه که شوخی ها نابجا ،انتقادات ناصحیح و خدای ناکرده سخنان ناروای والدین در حضور فرزندان ویا دروغ هایی که والدین به یکدیگر می گویند و فرزند آن را می فهمد ، هر یک آثار شومی در تربیت فرزندان وسرنوشت آینده آنها خواهد داشت.

د: منکرات اقتصادی

منکرات اقتصادی بسیار است که ما به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم :

  • ربا که به منزله اعلام جنگ با خداست.
  • گران فروشی ، غش درمعامله ، فروش جنس معیوب واحتکار .
  • کم فروشی که قرآن می فرماید : (ویل للمطففین ) وای بر کم فروشان ! وسپس درادامه می فرماید : مگر ایمان به معاد ندارید که کم فروشی می کنید ؟ البته کم کاری کارمندان ومعلمان نیز مثل کم فروشی بازاریان است .
  • رشوه در حدیث می خوانیم : رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو در آتش هستند.

ه : منکرات نظامی

غفلت از دشمن

قرآن دراین زمینه می فرماید : کفار دوست دارند که شما از اسلحه و امکاناتی که دارید ، غافل باشید تا با یک یورش شما را نابود کنند. حضرت علی (ع) می فرماید : تعجب می کنم که شما نسبت به دشمن خواب وغافل هستید ، ولی دشمن نسبت به شما بیدار است.

فرار از جبهه

قرآن می فرماید : ( جز آنها که برای تهیه ساز وبرگ نبرد باز می گردند ، یا آنها که به یاری گروهی دیگرمی روند ، هر کسی که پشت به دشمن کند، مورد خشم خدا قرار می گیرد وجایگاه او جهنم است که بدجایگاهی است.)
قرآن خطاب به پیامبر می فرماید : بر جنازه کسانی که ازشرکت در جبهه سرباز زدند ،نماز مگذار وحتی بر سر قبر آنها مرو !
نافرمانی از فرماندهی
در قرآن می خوانیم : مومنان واقعی کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند وهرگاه با رسول اکرم (ص) درکاری به طور دسته جمعی باشند ، تا از او اجازه نگیرند ، مرخصی نمیروند.

غنیمت گرایی

در جنگ احد ، آنچه سبب شکست مسلمانان وکشته شدن عده ای از آنان گردید ، غنیمت گرایی گروهی از رزمندگان بود که ماموریت خود را رها کرده و به جمع کردن غنائم مشغول شدند.

و: منکرات سیاسی

پذیرفتن طاغوت ها و رهبران نا اهل

اولین وظیفه انبیا بعد از دعوت به توحید ، مبارزه با طاغوت است ؛ ( ان اعبدو الله واجتنبوا الطاغوت)
نه تنها پیروی از طاغوت گناه است. بلکه کمک به او ، رضایت بر کار او ، دعای به او ، علاقه به زنده بودن او، لبخند بر روی او ، احترام به او ، مسافرت برای دیدار او ، بیعت با او ، بدرقه او، تشویق او وسکوت در برابر اونیز گناه است.

پذیرفتن عوامل بیگانه

قرآن با کمال صراحت می فرماید : بیگانگان را مستشار خود قرار ندهید !

مداهنه وسازش

از آرزوهای دشمنان نسبت به ما ، دست برداشتن از اصول و ارزشهای اسلامی وسازش با آنان است.

پخش شایعات

پخش هر خبری که مسلمانان را به وحشت اندازد ،جامعه رامتزلزل و یا روحیه ها را تضعیف کند ، ممنوع است.

بزرگ کردن دشمن

در قرآن می خوانیم : عده ای از منافقین به مسلمانان می گفتند : از کفار بترسید که عده ای آنها زیاد است . ولی مسلمانان به جای آنکه بترسند ، بر ایمانشان اضافه می شد.

نپذیرفتن حاکمان الهی

رسول خدا ( ص ) علی بن ابیطالب رادر غدیر خم درمیان حدود صد هزار نفر به جانشینی پس از خود منصوب کرد ؛ ولی مردم فرمان رسول الله را امتثال نکردند .

نویسنده : عبدالحمیدروحیان ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱
comment نظرات () لینک


+  

<iframe scrolling='no' width='150' height='180' frameborder='0' src='http://vu.hadith.ac.ir/tipofday10.aspx?dc=10&Culture=10&title=1&sayer=1&source=1&pword=1&aword=1'></iframe>

نویسنده : عبدالحمیدروحیان ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ فصل دوم

                             فــصـــــــل د وم

                             خداپرستان سوسیالیســت

                            

                             1- تاریخچه

الف. دوران فعالیت غیر علنی

     شهریور ماه سال 1320 (هـ.ش) برای مردم ایران یاد آور دو خاطره است ،

دو خاطره ای که احساسات متضاد سر خوردگی و شادمانی را در برداشتند:ورود

قوای انگلیس وشوروی ازجنوب و شمال در سوم شهریور واستعفای رضا شاه در

25شهریوروسپس خروج وی از کشور. مردم ایران در پی د و رویداد از یکسو ،

"آزادی را به دست آوردند و از سوی دیگر "حاکمیت بر سر نوشت خود "راتا

پایان جنگ جهانـی دوم بکلی از دست دادند . در فضای آزاد پس از شهریور 20،

احزاب و گروههای سیاسی و غیر سیاسی یکی پس از دیگری سر بر آوردند که از

جمله مهمترین آنها "حزب توده ایــران " بود که در هـفـتم مهـر ماه 1320اعلام

موجودیت کرد .در برابر این حزب هوادارشوروی  ودارای ایدئولـوژی کمونیستی-

که در بدو امرویژیگی الحادی و ضد مذهـبی خود را کـتمان مـیکرد وبه نوشته کتاب

" گذشته چراغ راه آینده است "درمرامنامه خود " بیش از حـد لزوم جانـب احـتیاط

واعتدال را رعایت" کرده بود ونیزدربرابرموج وسیع وشتابنده تمایل به کمونیسم،

احزاب دیگری تشکیل شدند . از جمله این احزاب ، " حزب نهضت ملی ایران" بود

که افرادی چون "سرتیپ ارفع " – رئیس ستاد ارتش ودکترامانپور ازگردانندگان

آن بودند ،و با اشاره سفـارت انگـلیس و تحـت حما یت دربار شکـل گرفـته بود . اما

همچون سایر احزاب تحمیلی " از بالا " ،فعالیت این حزب نیز چندی نپائید . یکی از

دلایل انحلال  " حزب نهضت ملی " سرتیپ ارفع را افشای ماهیت و وابستگیها ی

آن در اواخر سال 22توسط جمعی از جوانان عضو " سازمان کار " وابسته به

حزب مذکور گفته اندکه در شمارآنان " جلال الدین آشتیانی " ، دانشجو ی رشته

مهندسی معدن ، قابل ذکر است .

 

       جلال الدین آشتیانی فرزند " میرزا مهدی آشتیانی "  استاد فلسفه و حکمت

و عرفان اسلامی  واز مقامات دادگستری در دوران رضاشاه است وتحت تاثیر این

پیشینه خانوادگی ، در جو ضدمذهـبی آن دوران  که مـحصول مشترک فعـا لـیتهای

رضا شاه وبها ئیان  و سپس حزب توده بود درصدد بر می آید که بزعم خود"مکتب"

نوینی مبتنی بر اسلام ومستفید از افکارنو  بنیاد نهد . او در اوایل سال 1323بـــــا

" محمد مکانیک "دانشجوی حقوق که بعدها نام خانوادگی نخشب را بــــرگزیـــــد

و بدین نام شهرت یافت آشنا شد . نخـشب که آشتیانی وی را " کــوهی از ایـمان و

ایثار و انرژی " می خواند تمایلات مذهبی مشابهی داشت و با توجه به جذ بـــــــۀ

شخصی ، جوانانی را در پیرامون خود گرد آورده بود .این دو تن ، هـمراه باگروهی

دیگر از دانشجویان و دانش آموزان مدارس تهران ، یک سازمان غیر علنـــــــــــــی

 

تحت عنوان " نهضت خداپرستان سوسیالیت " را به وجود آوردند . ظا هـــــــــــرا "

تصمیم به غیر عـلــنی بودن فــعالیـت " نهضت " ، نه به دلیل شرایط سیاسی ، بلکه

ازآن رو اتخاذ شده بود که " بدورازجنجال های سیاسی روزمره جامعه،عضوگیری

کرده و کادر سازی نماید تا هر زمان که تصمیم بر فعالیت علنی گرفته می شد یا

 

 

مفید تشخیص داده می شد ، به اندازۀ کافی کادرهای آموزش دیده و آماده ، فراهم

شده باشد . "

          کار ایدئولوژیک در نهضت خداپرستان سوسیالیست با مطالعات و ارائـــه

مقالات و سخنرانیهای درون گروهی توسط اعضاء ومهمتر از همه محمد نخشب و

جلال الدین آشتیانی آغاز می شود .آ شتیانی در راستای اندیشه گذشته خویـــــش ،

طرح " مکتب واسطه " را در می افکند ، مکتب واسطه ای که در میانۀ ایده آلیسم

وماتریالیسم ایستاده ، دین و روحانیت در باری را محکوم می کند ، مارکسیســم را

" سوسیالیسم تخیلی " می خواند و بر اسلام و توحید تکیه دارد و " سعادت اجتماعی

را در پرتو " سوسیا لیسم تحققی " که همان نظام اجتماعی اسلام راستین " اســــت ،

جستجو می کند . آشتیانی در همان دوران در صدد برمی آید که افکار و درسهـــای

ارائـه شده در " نهضت " را در قالب مجموعه ای به نام " ایده آل بشر : تجزیــــه و

تحلیل افکار"،منتشر سازد. او بعدها این مجموعه را شامل مباحث ذیل عنوان کرد:

" 1- برسی و نقد مکاتب فلسفی ،2- طرح مکتب فکری جدیدی به نام مکتب واسطه

(با الهام ازخط وسط اسلام)،3- بررسی تمدنهای گذشته وتحقیق درتحولات تاریخی ،

4- بررسی مکاتب اجتماعی ،5- طرح نظام جدیدی به نام سوسیالیسم تحققی که بر 

پایه مکتب واسطه بنا می شد وبر خلاف سوسیالیسم به اصطلاح علمی مارکس از

فطرت وحقـیقـت سرچشمه می گرفت." ازاین مجموعه تنها جلداول ازبخش اول به

نام ماتریالیسم ، در سال 1327 ، در ایران منتشر شد و پس از ترور نا موفق شاه در

15بهمن این سال،انتشارجلد دوم نا تمام ماند.درپی خروج آشتیانی درسال 28ازایران

تنظیم بقیه مجلدات متوقف شد تا آنان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، برخی از

کتب این مجموعه همانند" مدیریت نه حکومت " ونیز بررسی ادیان یهودی ،

مسیحی و زرتشتی- به چاپ رسیدند.

       فعالیت غیرعلنی نهضت خداپرستان سوسیالیست تا سال 1326 ادامه

می یابد . در طول این سالها، آشتیانی و نخشب بترتیب عمد تا " به صورت نظریه

پردازان عقیدتی و سیاسی جلوه می کنند ، بگونه ای که " آشتیانی .....به عنوان دبیر

عهده داروظیفه  سازندگی مکتبی درسنگرهای کنارترومرحوم نخشب درسنگرها ی

جلوتر ، رهبری حزب را عهده داربودند." و همین ، راه جدایی را فرا روی آن د و

گشود.محمد نخشب و تنی چند ازدوستا نش ،درسال26،خواستارعلنی شدن" نهضت"

وجلب اعضای جدید شدند.اما این تقاضا توسط شورای مرکزی مورد تایید واقع نشد

 

ونخشب تصمیم به جدایی گرفت ، در حالی که جناح اصلی خداپرستان سوسیالیست،

فعالیت غیر علنی را ادامه داد. " حسین ارضی " از همراهان نخشب در جریان این

جدایی این نکته را که تنها اقلیتی از اعضای گروه به نخشب پیوستند ، در گفت گو

با نگارنده ،نامقبول خواند و دلیل خود را کاهش تدریجی فعالیتهای جناح غیر علنی ،

پس از جدایی ، عنوان کرد .

 

       به دنبال عزیمت آشتیانی به خارج و بازگشت بسیاری از دانشجویان عضو

جناح غــیر عـلـنی به شهرستانهای خـود ، میزان فعالیت این جــناح بشدت تنــــــــزل

یافت وبه انتشار مجله ای تحت عنوان " مهد علم "( البته نه به عنوان ارکـان گروه)

ونیز کار در چارچوب گروهی به نام "جمعـیت  تعاونی  خـداپرستان "- کــه بــه

آموزشگاههای سیاسی و بویژه دینی می پرداخت محدود شد . برخی از اعضای

گروه ، بعدها به صورت فردی به نهضت مقاومت ملی که بعد از 28 مرداد1333

برای مبارزه بارژیم کودتا تشکیل شده بود پیوستند و عده ای از دانشجویان این

گروه نیز به انجمنهای اسلامی دانشجویان ملحق شدند . به هرحال 28 مرداد ، نقطۀ

پایان فعالیت تشکیلاتی جناح غیر علنی " نهضت خداپرستان سوسیالیست " بود .

 

ب . دوران فــعـا لیــــــــت عـلـنــــی

       محمدنخشب که به قصد فعالیت آشکاربه همراه برخی ازدوستا نش به نامهای

" حسین راضی " ، " مرجائی " ، " مصطفوی "، و  "  لا جوردی " ، از آشتیانی و

یارانش جدا شده بود ، با جذب تعدادی از جوانان  نهضت  خدا پرستان سوسیالیست ،

تشکیلاتی را به نام " نهضت آزادی مردم ایران " بنیاد نهاد ، البته نام " خداپرستان

سوسیالیست " ، به عنوان وجه مشخصه فکری ایشان ، همواره برگروه آنها اطلاق

می شد .

       اما چندی نپایید که آزادی سیاسی در کشور ، پس از حادثه ترور نافرجام

شاه در بهمن 1327 ، برای مدتی در محا ق فرو رفت وبسیاری از احزاب ازجمله

حزب توده ، غیرقانونی اعلام شدند ورهبران این احزاب وتعداد دیگری ازرهبران

مستقل و مخالف دربار از جمله آیت الله کاشانی دستگیر یا تبعید شدند یــــــــــــا

به گوشه انزوا خزیدند . در این دوران ، از فعالیت "نهضت آزادی مردم ایران "

نیز بشدت کاسته شد .ولی این وضع نیز بدرازا  نیا نجا مید ودر پی تقدیم لایحــه

قرار داد الحاقی نفت مشهور به قرار داد " گس گلشائیان " در تاریخ 28/4/28

به مجلس با قید دو فوریت و مقاومت سرسختانه اقلیت چهار نفری مجلس ( حسین

ملکی ، عبد القدیر آزاد ، حائری زاده و دکتر بقایی ) که مانع از تصویب آن شدند ،

فضای سیاسی کشور بتدریج دگرگون شد . پس از افشای تقلب در انتخابات مجلس

شانزدهم ، بیست تن- که مدتی بعد برای جمع خود عنوان " جبهه ملــی "را انتخاب

کردند در دربار تحصن نموده وخواستار " الغای انتخابات وتعیین دولت بی نظری

که در کمال آزادی ، انتخابات رابرگزار کند " شدند. این تحصن بدون دستیابی به

موفقیتی پایان یافت .

       به دنبال ترور " عبدالحسین هژیر"- وزیر دربار وقت و نخست وزیــــــر

پبشبن  - به دست فدائیان اسلام و نیز میتینگ 17 آبان جبهۀ ملی ،انجمــــن مرکزی

 

نظارت بر انتخابات تهران ، انتخابان این شهر را بر اساس گزارشهای دریافت شده

درباره " سوءجریان انتخابات " باطل اعلام کرد . در انتخابات مجدد تهران ، جبهۀ

ملی اکثریت آراء را کسب کرد و دکترمصدق ، نمایندۀ اول تهــران شد واین سرآغاز

جنبشی بود که به ملی شدن صنعت نفت ایران انجامید.

      

       درخلال این رویدادهاکه " نهضت آزادی مردم ایران " مجددا" به گسترش

فعالیت خود پرداخت. هواداران این گروه ، خود را در تشکـیـل " جبهه ای ازملیون"

ونیز تا سیس سازمان " نظارت برآزادی انتخابات " درجریا ن انتخابات تهران برای

مجلس شانزدهم ، پیشنهاد دهنده و پیشگام می دانند.اما چنین برمی آید که این گروه،

توسط اقشار مختلف مردم ، مورد استقبال قرار نگرفت. در این دوران ، دونشریۀ

هفتگی " صبح امید " و " برای ترقی ایران " ، مواضع سیاسی و فکری " نهضت

آزادی مردم ایران " را بیان می داشتند ." نهضت" برای جلب توجه اقشارگوناگون

مردم ، در صدد جذب برخی شخصیتهای موجه و ملی بر آمد." حسین راضی" در

گفت وگو با نگارنده ، اظها ر داشت : " ما به این نتیجه رسیده بودیم که یک گروه ،

در ایران ، برای موفقیت نیاز به دوامر دارد ، یکی تشکیلات قوی که ما دارابودیم

دوم همراهی شخصیتهای مردمی و موجه و پاک .

از این رو ابتدا از اقلیت مجلس پانزدهم ( مکی ، آزاد ، بقایی و حائری زاده ) برای

پیوستن به گروه خود ، دعوت به عمل آوردیم که نپذیرفـتـنـد." در این زمان جناح

علنی خداپرستان سوسیالیست به الحاق به یکی از احزاب موجه ملی اندیشید . این

حزب ، حزب ایران بود.

       حزب ایران ، متشکل از روشنفکران غیر توده ای و تحصیلکردگان خارج

و داخل کشور با گرایشهای ملی ، بعد از شهریور20تشکیل یافت. این حزب از

ایدئولوژی مشخصی بر خوردار نبود ، لکن در مجموع حزبی لائیک و جانبدار

سوسیا ل دمکراسی اروپایی بود که درمقاطع چندی نیزبه آمریکا( در برابرانگلیس

وشوروی ) ابراز تمایل کرد. این حزب با شرکت در کابینۀ ائتلافی قوام ( به همراه

حزب توده ) در دهم مرداد ماه 1325- که تنها 75روز دوام آورد بخشی ازاعتبار

خود را از دست داد ، ولی در جریان نهضت ملی به رهبری مصدق مجددا " بــــــه

عنوان یک حزب ملی اشتهار یافت .

       پیوستن خداپرستان سوسیا لیست به حزب ایران ، این حزب را وارد مرحله

تازه ای از حرکت و فعالیت کرد ، به طوری که به گـفـتۀحسین راضی شعباتی

در اکثر شهرهای ایران تاسیس نمود . اما این روند تداوم نیافت و اتحادی که هـریک

ازطرفین با انگیزۀ خاص خود وارد آن شده است. کتاب" گذشته چراغ راه آینده است

چنین میگوید :

                          ....حزب ایران نیز دچار تشتت و تفرقه بود. این حزب که

                          جهت توسعه و افزایش کمی خود پس از ائتلاف با حزب

                          میهن ، اعضای گروه نهضت[آزادی مردم ایران ]را نیز

                          در خود پذیرفته بود و دو نفر از رهبران آنها را به نامهای

                          نخشب و رازی[راضی] در کمیته مرکزی حزب ایران

                          جای داده بود ، با تشدید اختلافات بین دکتر مصدق و آیت

                          الله کاشانی دچار اختلافات داخلی گردید. بدین ترتیب که

                          گروه نهضت به علت داشتن وابستگی به آیت الله کاشانی ،

                          پس از ورود به حزب ایران نیز ارتباط فراکسیونی خود را

                          داخل حزب محفوظ داشتند و پس از دگرگونیهایی که در

                          صحنه سیاست کشور پیش آمد تصمیم گرفتند که رهبری

                          سابق حزب را بر کنار ساخته خود رهبری را بر عهده

                          گیرند . اما نقشه آنها قبل از اجرا فاش شده با شکست مواجه

                          گردید.

       شواهد ، این نکته را که خداپرستان سوسیالیست در اختلاف مصدق وکاشانی

جانب دومی راگرفتند ،تایید نمی کنند.نگاهی گذرا به صفحات نشریه " مردم ایران"

( ارگان جمعیت خدا پرستان سوسیالیست ) نشانگر آن است که در اختلاف مذکور

آنان به حمایت از مصدق برخاستند و در آن تردیدی نیست ." هرمز ممیزی "از

اعضای پیشین این جمعیت و از مسئولان کنونی " انتشارات چاپخش " در گفت گو

با نگارنده تایید کرد که خداپرستان سوسیالیست به عنوان گروهی با تمایلات مذهبی،

ارتباطاتی دوستانه و نه تشکیلاتی وغیر از آن با آیت الله کاشانی داشته اند اما

در جریان اختلاف وی با مصدق ، از او گسستند و چنان که گفته شد لحن تند نشریه

" مردم ایران " در برابرآیت الله کاشانی ، مشخص کنندۀ چیزی جزاین نیست محتمل

است که ادعا ی مزبور در جو ضد  کاشانی  و  مصدق  خواهی  آن  روز در میان

هواخواهان نهضت ملی ، ازسوی رهبران حزب ایران و به منظور توجیه اخراج

رهبران خداپرستان سوسیالیست از حزب ، بیان شده باشد .

       اما غیر محتمل نیست که بزعم نویسندگان " گذشته چراغ راه آینده است "،

خداپرستان سوسیالیست در صدد در اختیار گرفتن حزب از طریق کسب اکثریت در

کادر رهبری بوده اند ، چنان که گفته شده است ، " نخشب امیدوار بود با پیوستن

اعضای جمعیتش با یک ایدئولوژی مشخص و با اعتقاد به سوسیالیسم ، .........

حزب ایران را به یک نهاد ملی سیاسی با ایدئولوژی اسلامی تبدیل کند."

روند قضایا نشان نمی دهدکه خداپرستان سوسیالیست ازطریق توطئه گری و"نقشه "

درصدد تحقیق خواسته خود بوده اند ، بلکه پس از آن که در جریان کنگرۀ پنجم

حزب ایران ، نخشب ، راضی ، نوشین ، مرجائی و سمیعی بترتیب نمایندگان دوم،

سوم ، چهارم ، پنجم ، هفتم تهران شدند و در تعیین خط مشی و مکتب حزب ، اعتقاد

به سوسیالیسم بر مبنای خدا پرستی را با رأی اکثریت از تصویب کنگره گذراندند ،

رهبران قدیمی حزب زنگ خطر را می شنوند و سه تن از افراد مزبور را از حزب

اخراج  می کنند ،  امری  که  به  جدایی  نهایی  جمعیت  خدا پرستان  سوسیالیست

منجر می گردد .

    اعضای جمعیت در اعلامیه های خود ، " دستگاه رهبری حزب " را به"سازش"

با هیئت حاکمه ،" پاسداری از نظام منحط و هیئت حاکمه فاسد " متهم کرده اند .

 

به هـر حال واقعیت آن است که اتحادی که نه با یک انگیزه مشترک ، بلکه با مقاصد

مغایر یعنی " بهره گیری از نیروی د یگری برای پیشبرد اهداف خود " پدید آمده

بود ، پس از دو سال در اواخر سال 1331از هم گسست .

       خدا پرستان سوسیالیست بعد از این تحت عنوان " جمعیت آزادی مردم ایران "

به فعالیت علنی خود ادامه دادند. این جمعیت در جبهه ملی عضویت داشت و تا پایان

از مصدق حمایت  کرد  .  گفته  شده  است  که  علی  شریعتی  در  همین  دوران  به

خدا پرستا ن سوسیالیست متمایل و احتمالا " به  عضویت جمعیت  ایشان در مشهد

در آمد. نشریه هفتگی و بعدا " روزنامه " " مردم ایران " ، در این دوران ارگان

جمعیت  آزادی  مردم  ایران به شمار می رفت که عمده تا " به  اخبار و تحلیلهای

سیاسی روز اختصاص داشت . کارهای قلمی محمد نخشب اکثرا " به این مرحله

تعلق دارند که از این جمله اند : بشرمادی ، نزاع کلیسا وما تریا لیسم حزب چیست؟

ایران درآستانه یک انقلاب اجتماعی و فرهنگی واژه های اجتماعی .

مقالاتی نیز در باب مسا ئل سیاسی روز توسط وی در نشریه مردم ایران درج شدند.

ج. پس از 28مرداد32

------------------------------

       پس از کودتای 28مرداد، جمعیت آزادی مردم ایران دچار همان سرنوشتی

شد که تمامی احزاب و گروههای ملی تجربه کردند ، دفاتر این مراکز مورد هجوم

هواداران رژیم سلطنتی قرار گرفت و فعالان آن دستگیر یا مخفی شدند .جمعیت پس

از 28 مرداد، نام خود را به " حزب مردم ایران " تغییر داد و بعد از آن تحت این

عنوان تشکیل " نهضت مقاومت ملی " را ارائه کرد و سپس توسط آیت الله رضا

زنجانی ازاحزاب وگروهها و دسته های ملی و مذهبی و نیز برخی شخصیتها برای

شرکت  در آن  دعوت  به  عمل  آمد .  احزاب  ایران ،  مردم  ایران ،  ملت  ایران،

و زحمتکشان ملت ایران نیروی سوم و برخی شخصیتهای ملی و مذهبی  از

بازار ،دانشگاه وجامعه روحانیت همچون آیت الله طالقانی ، مهندس مهدی بازرگان ،

دکتر یدالله سحابی ، عباس رادنیا و رحیم عطایی در نهضت مقاومت ملی حضور

داشتند و انجمنهای اسلامی دانشجویان نیز درآن فعالانه شرکت جستند . در نهضت

مقاومت ملی ، حزب توده شرکت نداشت و  بعکس  جناح  مذهبی  نیروهای  ملی از

قدرت بیشتری بر خور دار  بود تا  جایی که می توان گفت اداره نهضت را بر عهده

داشت . نهضت مقاومت ملی با متمرکز کردن اعضا و نیروهای خود در کمیته های

مختلف  دانشگاه  ،  بازار ،  روحانیت ،  ادارات و .......از طریق  نشر اعلامیه  و

برگزاری اجتماعات و تظاهرات ، به مقاومت در برابر رژیم محمد رضا شاه پهلوی 

و اقداماتی چون تصویب قرارداد  کنسرسیوم  نفت  مبادرت  ورزید . حزب ایران از

آنجا که معتقد به  اتخاذ  مواضع  نرمتر در برابر رژیم  بود ، چندی  بعد  از نهضت

مقاومت ملی خارج شد .

       در سال 1339درپی پیروزی کندی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا و

 

اعلام طرح وی مبنی بر اعطای آزادیهای محدود در کشورهای هوادار غرب ، پس

از انعقاد چند جلسه بین رهبران نهضت مقاومت ونیز رهبران احزاب تشکیل دهندۀ

جبهه ملی در دوران مصدق ،" جبهۀ ملی دوم " رسما " در منزل دکتر غلامحسین

صدیقی اعلام موجودیت کرد ، با قر کاظمی ، مهدی بازرگان ، یدالله سحابی (وسپس

آیت الله طالقانی ) در شورایعالی جبهه در کنار نمایندگان احزاب عضویت داشتند .

دو گروه " جامعه سوسیالیست ها " به رهبری خلیل ملکی که پیش از این حزب

زحمتکشان ملت ایران ( نیروی سوم ) نام داشت و نهضت آزادی در جبهه ملی

شرکت  نداشتند و  بازرگان ،  سحابی و  طالقانی به  عنوان  اشخاص  مستقــــــــل و

نه نمایندگان نهضت آزادی ، در شورایعالی جبهه عضو بودند .

       جبهه ملی دوم ازهمان آغاز درگیر اختلافات داخلی شد ، شورایعالی جبهه

حاضر به پذیرش " جامعه سوسیالیستها " و پس از چندی " نهضت آزادی " نشد و

از حضور افراد  رادیکالتر در جبهه ممانعت به عمل آمد . اختلاف نظر در پیرامون

استراتژی جبهه در قبال دولت و انفعال آن در برابر اقدامات رفرمیستی دولت دکتر

علی امینی که پس از چندی شاه  خود  ابتکار  اجرای  آنها  را  به  دست  گرفت -

محافظه کاری شدید جناح راست جبهه ملی که حزب ایران در راس  آن  بود  و  نیز

نشان ندادن واکنش مناسب در قبال کشتار مردم توسط رژیم در 15 خرداد 1342،

همه و همه جبهه ملی دوم را رو به سقوط بردند . رهبران جبهه ، پشتیبانی آمریکا

را چشم داشتند وحتی گفته می شودکه اللهیارصالح رهبرحزب ایران وبرجسته ترین

شخصیت جبهه ملی ، پس از مذاکره با سفارت آمریکا به حضوردر جبهه تن درداد .

هواداران جناح مذهبی وتندرو جبهه ملی دوم ، بعدها محافظه کاران جبهه را متهـــم

کردند که پذیرفته بودند : 1- به شاه حمله نکنند ، 2- اسمی از مصدق نبرند ، ونیز

آماده بودنده اند که " حکیم الملک عامل قدیمی و معروف انگلیس راهم وارد شورای

مرکزی  و هیئت اجراییه  جبهه ملی کنند  که مورد اعتراض قرار گرفـتـند .به هر

حال درپی مکاتباتی که بین مصدق و رهبران جبهه ملی صورت گرفت وطی آنها

مصدق انتقاداتی بررهبری جبهه وارد آورد ، اعضای رهبری جبهه ملی دوم استعفا

داده و جبهه در خرداد 1343 منحل شد .

       گفتنی است که نخشب پس  از  28 مرداد و  اختفا و بازداشت کوتاه مــــد ت

و سپس آزادی از زندان ،  به ادامه تحصیل روی آورد .او  پس  از  کسب  مقام  اول

فوق لیسانس علوم اداری در برنامه ای که از طرف سازمان ملل متحد ترتیب داده

شده بود بورس دکتری همان رشته را از طرف این سازمان دریافت کـــــــــرد 

و در سال 1337به آمریکا رفت . پس از عزیمت نخشب ، حسین راضی به عنوان

دبیر حزب مردم ایران برگزیده شد . نخشب در ایالات متحده ، شاخه حزب مـــردم

ایران را تاسیس کرد و عضو فعال شورای مرکزی جبهه ملی دوم ـ شاخه آمریکـــا

و از مسئولین فصلنامه " اندیشه جبهه " ( ارگان تئوریک جبهه ملــــی دوم ) بــود .

او " به کار برای سازمان ملل مشغول شد و در حالی که به تحصیل برای اخذ درج‍ه

د کتری مدیریت عمومی در دانشگاه نیویورک اشتغال داشت ، نمایندگی جبهه ملی

سوم را در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ـ شاخه آمریکا ـ برعهده داشت . وی سپس

در اواسط دهه 1960 از کنفدراسیون جدا شد و در ایجاد انجمن اسلامی دانشجویان

 

در شمال آمریکا  همکاری  کرد و در ضمن  مقالاتی  برای  نشریه  مجاهد  ( ارگان

نهضت آزادی در خارج از کشور ) می نگاشت ."

       چنان که بیان شد ، نخشب پس از خروج از ایران از مبارزات داخل کشور

نگسست و در ایالات متحده نیز به فعالیتهای سیاسی خود در مخالفت با رژیم پهلوی

ادامه داد . گفته شده است : " نخشب در سالهای آخر عمرش از شدت اختناق ایران

بسیار اندوهگین و دلسرد شده و در صدد شروع تحقیقاتی در زمینه علوم اسلامی

بود که فرصت نیافت ". وی در هیجدهم شهریور ماه 1356 در آمریکا درگذشت.

       در تابستان 1344، جبهه ملی سوم متشکل از احزاب ملت ایران و مردم

ایران ، نهضت آزادی و جامعه سوسیالیستها ( به رهبری خلیل ملکی ) با تشویق

مصدق برپا گشت و چنان که گفته شد نخشب در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

شاخه آمریکا ، نمایندگی این جبهه را برعهده داشت . اما عمر جبهه ملی سوم بسیار

کوتاه بود چرا که رژیم شاه این بار با فشارهای خارجی برای دادن آزادیهای محدود

و یا قیام عمومی در داخل کشور مواجه نبود . فعالان جبهه ملی سوم یکی پس از

دیگری تحت بازداشت قرار گرفتند .

نویسنده : عبدالحمیدروحیان ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک